تبليغاتX
وبلاگ تخصصی منجی در ادیان ومذاهب

وبلاگ تخصصی منجی در ادیان ومذاهب بروزترین وبلاگ مهدوی                             وبلاگ تخصصی منجی در ادیان ومذاهب

                             پرتویی از فرمايشات نورانى قائم آل محمد(صلى الله عليه وآله)

كلام جانبخش حضرت مهدى(عليه السلام)، كه در ضمن ديدارهايى با مواليان حقيقى و شيعيان خاص، يا در توقيعات شريفه از ناحيه مقدسه آن بزرگوار صادر شده است، در همه ابعاد، الهام دهنده، راهگشا، تعهّد بخش و حركت آفرين است.

تدبّر در نمونههايى از سخنان حضرت، مىتواند شيوايى و غناى معجزه آساى آن را به ما بشناساند و در راستاى شناخت بيشتر آن امام كريم و عمل به خواستههاى خدا جويانه وارشادات حكيمانه ايشان، ياريگرمان باشد.

معرّفى خويشتن:

*يگانه مظهر الهى: «انا بقيّة اللّه في أرضه».

من يگانه مظهر و الهى باقيمانده در زمين هستم.

*حجّت خدا: «انا حجّة اللّه على عباده».

من حجّت خداوند بربندگان اويم.

*پايان بخش سلسله وصايت: «انا خاتم الأوصياء».

من آخرين وصىّ پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و پايان دهنده سلسله وصايت مىباشم.

*قيام كننده: «انا القائم من آل محمّد (صلى الله عليه وآله وسلم) ».

من، قيام كننده از خاندان پيامبر خدا حضرت محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)هستم.

*احياگر عدلت: «انا الّذى أخرج فى آخر الزّمان بهذا السّيف فاملأ الارض عدلا وقسطاً كما ملئت جوراً و ظلماً».

من با اين شمشير در آخر زمان قيام مىكنم و زمين را از عدالت و داد، آكنده مىسازم چنانكه از بيداد و ستم پر شده باشد.

*انتقام گيرنده: «انا بقيّة اللّه فى أرضه والمنتقم من اعدائه».

من يگانه مظهر الهى، باقيمانده در زمين و انتقام گيرنده از دشمنان خدايم.

*مظهر و همراه حقّ: «وليعلموا أنّ الحقّ معنا وفينا».

همگان بدانند كه به راستى حقّ با ما و نزد ماست.

نقش خويش در حفظ و هدايت مردم:

*واسطه دفع بلاها: «بى يدفع اللّه البلاء عن اهلى و شيعتى».


ادامه مطلب
+ نوشته شده در90/11/09ساعت 15:26توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

                             سفارش امام زمان به سید

آیت الله وحید

متاسفانه یکی از آفتهای بزرگی که گریبانگیر ما می شود آفت عوام زدگی است. با اینکه از اهل علم توقع علم و حلم و تعقل می رود اما متاسفانه برخی از اعمال و رفتارهای ما نوعی عوام زدگی به دنبال دارد و از ساحت تعقل و منطق دور است.

 

شکی نیست که یکی از توفیقات بزرگی که میتواند در طول حیات انسان نصیب او شود، دیدار با امام معصومی است که در زمان او زنگی می کند. اهمیت این مساله بر کسی پوشیده نیست.

 

اما نکته مهم اینجاست که دیدن امام زمان به تنهایی موضوعیت ندارد. بلکه مساله وقتی حیاتی و مهم می شود که امام زمان علیه السلام ما را ببیند و به ما عنایت و توجه بفرماید.

 

در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیز کسانی بودند که در جوار آن حضرت زندگی می کردند اما به جز اذیت و آذار، چیز دیگری برای پیامبر نداشتند.

 

ابوجهل مصداق بارز این اهانت هاست. از  سوی دیگر افرادی مانند اویس قرنی، حضرت را زیارت نمی کند ولی پیامبر اکرم به او عنایت ویژه ای دارد و وقتی وارد می شود و اویس را نمی بیند می فرماید بوی بهشت را استشمام می کنم.

 

حسن ز بصره بلال از حبش صهیب از روم                              ز خاک مکه ابوجهل این چه بوالعجب است

تمام اینها از یک مطلب حکایت می کند و آنهم اینکه عنایت و توجه معصوم است که موضوعیت دارد نه صرف دیدار آن بزرگواران.

پرواضح است که ابتدائی ترین نکته ای که می تواند به ما کمک کند تا توجه آن بزرگوران را به خودمان جلب کنیم تبعیت و پیروی از دستوراتشان است.

 

اگر بخواهیم دستورات آن بزرگواران را در یک کلمه خلاصه کنیم باید بگوییم: ترک محرمات، اما در این میان نکته های ریزتر و ضریف تری هم هست که به منزله شاخ و برگ این اصل مهم و حیاتی است که از لابلای کلمات آن بزرگواران به دست می آید.

این داستان را بخوانید:

 

سید بزرگوارى از اهل علم و تقوى نقل كرد: از سامرا به قصد زیارت سید محمد مى رفتم ، راه را گم كردم هرچه ادامه دادم پیدا نكردم تشنگى و خستگى مرا از پاى درآورد، از گرماى شدید و عطش فراوان روى خاكهاى گرم افتاده ، بیهوش شدم ناگهان چشم گشودم سر خود را بر زانوى شخصى دیدم كوزه آبى داشت قدرى به من آب داد كه به شیرینى آن نخورده بودم سفره نانى داشت دو سه نان ارزن در آن بود. از آن نان به من داد.

 

بعد فرمود سید! در این نهر آب خود را شستشو بده گفتم برادر اینجا كه نهرى نیست من از تشنگى مشرف بهلاكت بودم شما به داد من رسیدید. فرمود این آب جارى خوشگوارى است .

 

در این موقع چشمم به نهرى جارى باصفایى افتاد در شگفت شدم با خود گفتم آب به این نزدیكى ! من از تشنگى داشتم مى مردم ؟

 

فرمود قصد كجا دارى ؟ گفتم زیارت حرم مطهر سید محمد. فرمود این حرم سید محمد است تا نگاه كردم دیدم نزدیك است و حال اینكه از جایى كه راه را گم كردم تا حرم مسافت زیادى بود. به طرف حرم راه افتادم در بین راه مطالبى فرمودند كه در خاطر خود سپردم .

 

1. تاءكید در تلاوت قرآن شریف و انكار شدید كردند بر كسانى كه مى گویند قرآن تحریف شده حتى نفرین فرمودند بر آنهایى كه حدیثهاى تحریف را جهل كرده اند.

2. تاءكید در گذاردن عقیقى كه نامهاى مقدسه معصومین علیه السلام بر آن نوشته شده ، زیر زبان میت .

3. تاءكید در زیارت بقاع متبركه ائمه علیه السلام امام زاده ها و قبور صلحا و علما.

4. تاءكید در احترام سادات و ذریه علویه و فرمودند: سید! قدر انتساب به خاندان رسالت را بدان و این نعمت را بسیار سپاسگزارى كن كه موجب سعاادت و سربلندى است .

5. تاءكید مجدد فرمودند در قرآن خواندن و نماز شب و فرمودند: سید! حیف است از اهل علم كه خود را وابسته به ما بداند و مداومت بر نماز شب ننماید.

6. سفارش فرمودند درباره تسبیح حضرت زهرا علیه السلام و زیارت حضرت سیدالشهداء از دور و نزدیك .

7. تاءكید در حفظ كردن خطبه حضرت صدیقه طاهره و خطبه شقشقیه و خطبه حضرت زینب در این حال به این اندیشه فرو رفتم كه این شخص عرب كیست شاید امام زمان است یك مرتبه دیدم تنهایم و كسى با من نیست .(1)

 

نماز شب در طول چهل سال : حضرت آیة الله وحید خراسانى در ضمن درس كه نویسنده از نوار آن را منتقل كرده ام . فرمودند مرحوم حاج شیخ حبیب الله گلپایگانى كه در مشهد مقدس معروف و شخصیت مورد اعتمادى بودند.

 

سالها در مسجد جامع گوهرشاد به اقامه جماعت اشتغال داشتند. اهل علم و طلاب علوم دینیه (كه نویسنده خود شاهد آن بوده ام ) معمولا پشت سر ایشان نماز مى خواندند. آقاى وحید فرمودند من خودم بیست سال تحت سرپرستى ایشان در مدرسه حاج حسن بودم .

 

آقاى گلپایگانى به من فرمودند در تهران مریض شدم و در بستر افتاده بودم . یك روز رو كردم به جانب حضرت رضا علیه السلام گفتم آقا! مدت چهل سال تمام نماز شب و نافله نیمه شبم را پشت درب صحن سجاده پهن كردم در سرما و گرما خواندم تا درب باز مى شد و داخل حرم مى شدم حالا در این بستر افتاده ام به من عنایتى نمى فرمایید؟

 

ناگاه در همان حال بیدارى دیدم در بستان و باغى در خدمت حضرت رضا علیه السلام هستم ایشان از داخل این باغ یك گل چیدند و بدست من دادند، آن گل را بوییدم و حالم خوب شد. آن دستى كه حضرت رضا علیه السلام به آن دست گل دادند چنان با بركت شد كه بر سر هر بیمارى مى كشیدم رفع مرض مى گردید.

 

آقاى وحید فرمودند: خود حاج شیخ فرمودند ابتدا با یك دست كشیدن رفع بیماریهاى صعب العلاج مى شد ولى بعدا كه با این دست با مردم مختلف مصافحه كردم آن بركت اول را از دست داد. حالا باید بعد از دست كشیدن دعاهاى دیگرى را ضمیمه كنم و بخوانم تا شفا پیدا كند.

آقاى وحید مى فرمودند. بیمارهاى مختلفى بدست ایشان شفا یافتند.


منابع:

برگرفته از کتابهای:

1-  كتاب منتقم حقیقى ص 371 به نقل پنجاه داستان رجالى

2- نماز شب یا تهجد – موسی خسروی


+ نوشته شده در90/11/06ساعت 18:43توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

                             شرایط و علایم ظهور در کتب معتبر اهل سنت

شرایط و علایم ظهور در کتب معتبر اهل سنت


قسمت چهارم و پایانی

د. پرچم‌هاي سياه «رايات سود»

از ديگر نشانه‌هايي كه از علايم آخر‌الزمان و يا ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در روايات شيعه و سني مطرح شده «برافراشته‌شدن پرچم‌هاي سياه»، «رايات سود» است. در تعابير روايي آمده اين پرچم‌ها براي حمايت و هدايت، در مسير امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) از سمت خراسان برافراشته و به حركت در مي‌آيد. در روايات شيعه نيز اين نشانه مطرح شده و اين پرچم‌ها و حركت آن را، حق تلقي كرده است.
شيخ طوسي در كتابش از امام باقر(عليه‌السلام) نقل مي‌كند:
پرچم‌هاي سياه از سمت خراسان خارج مي‌شوند و به سوي كوفه رهسپار مي‌شوند. هنگامي كه امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ظهور كند با وي بيعت مي‌كنند.
اين نشانه در سنن ابن ماجه و سنن ترمذي آمده است. البته ابن ماجه دو روايت در اين باره مي‌آورد كه يك روايت، تصريح به امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) دارد؛ ولي در سنن ترمذي اشاره‌اي به آن ندارد.

متن حديث

1. ابن ماجه در سنن خود با اسناد خود از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نقل كرده كه فرمود:
انا اهل بيت اختارالله لنا الاخره علي‌الدنيا و ان اهل بيتي سيلقون بعدي بلاءً و تشريداً و تطريداً، حتي ياتي قوم من قبل المشرق معهم رايات سود فيسالون الخير… حتي يدفعوها الي رجل من اهل بيتي فيملاها قسطاً كما ملاوها جوراً فمن ادرك ذلك منكم فلياتهم ولو حبوا علي‌الثلج؛ همانا ما اهل بيتي هستيم كه خداوند آخرت را براي ما بر دنيا برگزيده است. همانا اهل بيت من بعد از من، دچار بلاها و سختي‌ها و تبعيدها خواهند شد تا زماني‌كه گروهي از طرف مشرق مي‌آيند. همراه آنان پرچم‌هاي سياه است و آنان طالب خير هستند… آن پرچم را به دست مردي از اهل بيت من مي‌سپارند و او زمين را پر از عدالت مي‌كند، همان‌طور كه پر از ظلم شده باشد. هركس از شما كه آن را درك كرد، بايد با آن‌ها همراهي كند، حتي اگر برروي برف حركت كنيد.
2. و نيز ابن ماجه در سنن خود از ثوبان از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) روايت كرده كه فرمود:
… ثم تطلع الرايات السود من قبل المشرق… فقال: فاذا رايتموه فبايعوه ولو حبواً علي الثلج فانه خليفة الله المهدي…؛ سپس پرچم‌هايي سياه از جانب مشرق ظهور خواهند كرد. سپس فرمود: پس هرگاه آن‌ها را ديديد، با آن‌ها بيعت كنيد ولو با راه رفتن در برف‌ها باشد. پس همانا او خليفه خدا مهدي است.
اين حديث از نظر سند طبق منابع رجالي صحيح مي‌باشد. ذيل اين حديث در سنن ابن ماجه متذكر اين مطلب شده است. حاكم نيشابوري در مستدرك خود نيز مي‌گويد: اين حديث طبق نظر و ضوابط شيخين، صحيح است.
1. در سنن ترمذي نيز حديث «رايات سود» يا پرچم‌هاي سياه از جانب خراسان، مطرح مي‌شود.
اين روايات و روايات فراوان ديگري كه در بارة پرچم‌هاي سياه از جانب مشرق مطرح شده و در برخي از روايات اشاره شد كه اين پرچم‌ها از جانب خراسان است و در تمام اين روايات آمده اين حركت‌ها در مسير حق و براي هدايت مردم است و در نهايت، اين پرچم‌ها به دست امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) داده مي‌شود و با آن حضرت بيعت مي‌كنند. آيا توجه انسان را به حكومت اسلامي و حركت انقلاب مردم ايران معطوف نمي‌دارد كه در سايه‌سار قرآن و عترت برپا شد؟ هرچند بر اين عقيده نيستيم كه حتماً اين روايات ناظر به اين حكومت و جامعه اسلامي است؛ ولي بعضي از صاحب‌نظران در مباحث مهدوي، آن را مطرح كرده‌اند. مي‌خواهيم بگوئيم اين نظام مقدس اسلامي كه در مسير حكومت مهدوي حركت مي‌كند، مي‌تواند چنين زمينه‌هاي مهمي را تقويت كند و پرچمدار چنين جريان مهمي باشد، تا به ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ملحق بشود.

ه‍‌. خروج دجال

يكي از نشانه‌هاي ظهور و يا به تعبير روايات اهل سنت از علايم آخر‌الزمان«خروج دجال» است. دربارة دجال در كتب شيعه، بسيار مختصر و مجمل پرداخته شده و احاديث كمي آمده است؛ لكن در منابع اهل سنت، احاديث فراواني دربارة دجال و عمر آن و صفات و ويژگي‌‌ها و خصوصيات ظاهري وقتل آن مطرح شده است. در منابع شيعي مفصل‌ترين حديثي كه دربارة دجال ذكر شده، در كمال‌الدين شيخ صدوق است.
در صحاح سته نيز احاديث فراواني دربارة دجال يافت مي‌شود كه بيشتر آن‌ها، از حيث سند، ضعيف و از حيث محتوا، قابل جمع نيست.
دجال در لغت از «دجل» به معناي روغن مالي كردن يا روشن كردن چيزي است كه باطن آن بي‌ارزش باشد. در اصطلاح به فرد كذاب و منافق و فريبكار مي‌گويند. در روايات اهل سنت، گاهي به تعبيراتي مثل مسيح‌الدجال برمي‌خوريم كه مراد همان دجال است. حالا چرا به او مسيح دجال مي‌گويند؟ چون قيام او بيشتر زمين را در برمي‌گيرد «لانه يعم الارض» گويا زمين را مسح مي‌كند و برخي گفتند: چون با پرچم مسيحيت خروج مي‌كند.
دجال از تنها علايم و نشانه‌هايي است كه در كتب مقدس مسيحيت نيز مطرح شده و در آن كتاب‌ها نيز، يك شخصيت منفي و ضد مسيح(عليه‌السلام) معرفي شده است.
در انجيل يوحنا، دجال را كسي معرفي مي‌كند كه با مسيح(عليه‌السلام) ضديت دارد و مي‌خواهد خود را در جاي او قرار دهد. در رساله اول يوحنا آمده است:
دروغگو كيست؟ جز آن‌كه مسيح بودن عيسي(عليه‌السلام) را انكار كند. آن دجال است كه پدر و پسر را انكار مي‌كند.
همانطور كه گفته شد دربارة دجال، احاديث فراواني در مصادر اهل سنت و نيز صحاح سته موجود است و تمامي اين مصادر، خروج دجال را از علايم آخر‌الزمان و نشانه‌هاي قيامت ذكر كرده‌اند. در منابع اهل سنت رواياتي است كه تصريح دارد دجال از زمان رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) زنده بوده است. دجال كارهاي سحرآميز و خارق‌العاده انجام مي‌دهد و مردم را گمراه كرده و ادعاي ربوبيت مي‌كند و آخر، حضرت عيسي(عليه‌السلام) او را مي‌كشد. تحقيق احاديث دجال در صحاح سته، نيازمند كتاب جداگانه‌اي است، تا تمام موارد آن از حيث سند و محتوا بررسي شود. اكنون به موارد عمده و مهم آن اشاره مي‌كنيم.

متن احاديث

1. پيامبر(صلي‌الله عليه و آله وسلم) در بعضي از نمازها و دعاهايش، از فتنه دجال به خدا پناه مي‌برد:

در سنن نسائي به سند خود در اين مورد احاديث متعددي آورده است؛ از جمله از ابوهريرة نقل كرده است كه رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) چنين دعا مي‌كرد:
اللهم إني اعوذ بك من عذاب القبر و أعوذ بك من عذاب النار… و أعوذ بك من شرالمسيح الدجال؛
پروردگارا ! به تو پناه مي‌برم از عذاب قبر. به تو پناه مي‌برم از عذاب آتش جهنم…. و به تو پناه مي‌برم از شر مسيح دجال.
همچنين در صحيح بخاري از عايشه نقل شده است:
سمعت رسول الله(صلي‌الله عليه و آله وسلم) يستعيذ في‌صلاته من فتنه الدجال؛
شنيدم رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) در نمازهايش، از فتنه دجال به خدا پناه مي‌برد.

2. پيامبر(صلي‌الله عليه و آله وسلم) امتش را از او برحذر داشته است:

در صحيح بخاري با اسناد خود از انس نقل كرده است كه پيامبر(صلي‌الله عليه و آله وسلم) فرمود:
مابعث نبي‌ الا انذر امته الاعور الكذاب…؛ هيچ پيامبري مبعوث نشد، مگر آن‌كه امتش را از اعور كذاب ]دجال[ برحذر داشته است.
مسلم، در صحيح، با اسناد خود همين حديث را از عبدالله بن عمر از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نقل كرده است.

3. دجال، كافر است:

در صحيح بخاري از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) روايت كرده است كه فرمود:
ان بين عينيه مكتوب كافر؛ بين دوچشم او نوشته شده است: كافر.
شايد اين تعبير رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) تأكيد كنايي بر حتمي بودن كفر دجال باشد.
در صحيح مسلم نيز اين حديث از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) روايت شده است.
مسلم، در باب «صفه الدجال»، چندين حديث با اسناد متعدد مي‌آورد، مبني بر اين‌كه دجال، كافر است و بين دوچشمش نوشته شده: كافر است.

4. دجال، ادعاي ربوبيت مي‌كند:

در سنن ابن ماجه، حديثي از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نقل مي‌كند كه دجال به مردم مي‌گويد: «انا ربكم؛ من پرودگار شما هستم».

5. دجال، امور خارق‌العاده را ارائه مي‌كند:

در صحيح بخاري از حذيفه نقل مي‌كند كه رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) فرمود:
إن معه ماءً‌ و ناراً فناره ماءٌ بارد و ماؤه نار؛
همانا با دجال، آب و آتش است؛ پس آتش او، آب گوارا است و آب او، آتش است.
در صحيح مسلم همين حديث بخاري را با اسناد متعددي نقل مي‌كند و گاهي مضامين آن كمي اختلاف دارد.
باز در صحيح مسلم از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نقل كرده است كه فرمود:
معه نهران يجريان أحدهما رأي العين ماء أبيض والآخر رأي العين نار…؛ با دجال دوچشمه است؛ يك چشمه را مردم، آب سفيد مي‌بينند و يك چشمه ديگر را آتش.
در سنن ابن ماجه از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) چنين نقل مي‌كند:
إن معه طعام و شراب؛ همراه دجال، غذا و شراب است.
در سنن ترمذي از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نقل كرده است كه فرمود:
… فيأمر السماء أن تمطر فتمطر و يأمر الأرض أن تنبت فتنبت…؛
دجال به آسمان امر مي‌كند كه ببارد و آسمان، مي‌بارد و امر مي‌كند به زمين كه بروياند و زمين مي‌روياند.

6. دجال، وارد مدينه نمي‌شود:

در صحيح بخاري از انس‌ از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) چنين روايت كرده است:
المدينة يأتيها الدجال فيجد الملائكة يحرسونها فلا يقربها الدجال ولا الطاعون ان شاء الله؛
دجال، به سمت مدينه مي‌آيد؛ سپس مي‌يابد كه ملائكه از مدينه حراست مي‌كنند؛ پس دجال وارد مدينه نمي‌شوند و همچنين طاعون؛ اگر خدا بخواهد.
حديثي با همين مضمون، در صحيح بخاري از ابوهريره از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نيز روايت شده است.
در صحيح مسلم از انس‌بن مالك روايت كرده است كه رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) فرمود:
ليس من بلد إلا سيطؤه الدجال إلا مكة و مدينة…؛
منطقه‌اي نيست كه دجال زير پا نگذارد، مگر مكه و مدينه.
در صحيح بخاري از انس از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) چنين روايت كرد:
يجئ الدجال حتي ينزل في‌ناحية المدينة ثم ترجف المدينة ثلاث رجفات فيخرج إليه كل كافر و منافق؛
دجال مي‌آيد؛ تا اين كه نزديك مدينه فرود مي‌آيد. در مدينه سه بار اعلام جنگ داده مي‌شود و خارج مي‌شوند به سوي دجال، هر كافر و منافقي.

7. صفات ظاهري دجال:

مسلم در صحيح خود از حذيفه از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نقل كرده كه آن حضرت فرمود:
الدجال أعورالعين اليسري جفال الشعر، معه جنة و نار فناره جنة و جنته نار؛
چشم راست دجال اعور و موي سرش مجعد است. با دجال بهشت و آتش است. آتش او، بهشت و بهشت او، آتش است.
در روايت ديگري مسلم از عبدالله بن عمر نقل مي‌كند كه رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) فرمود:
… إن المسيح الدجال أعور العين اليمني كان عينه عنبه طافئه؛
همانا دجال، چشم راستش اعور است؛ مثل دانه انگوري كه بر روي آب قرار دارد.
در سنن ابن ماجه در حديثي از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نقل كرده است:
إنه شاب قطط دجال؛
دجال جواني است با موهاي به هم پيچيده (مجعد).

8. محل خروج دجال

مسلم در صحيح خود از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نقل مي‌كند كه حضرت فرمود:
انه خارج خلة بين الشام والعراق؛
دجال در نقطه‌اي بين شام و عراق خارج مي‌شود.
ابن ماجه نيز در سنن خود محل خروج دجال را خلة، بين الشام و العراق ذكر مي‌كند.
ابن ماجه در سنن خود از ابو‌بكر نقل مي‌كند كه رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) فرمود:
ان الدجال يخرج من ارض بالمشرق يقال لها خراسان؛
همانا دجال، از سرزميني در مشرق خروج مي‌كند كه به آن، خراسان گفته مي‌شود.
ترمذي در سنن خود، همين حديث ابن ماجه را نقل مي‌كند.

9. دجال به دست عيسي(عليه‌السلام) كشته مي‌شود:

در صحيح مسلم از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) روايت كرده است كه فرمود:
فيطلبه حتي يدركه بباب لد فيقتله…؛
عيسي(عليه‌السلام) دجال را طلب مي‌كند، و او را در باب لد مي‌يابد و مي‌كشد.
ابن ماجه در سنن خود از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نقل كرده است كه آن حضرت فرمود:
… و يقول عيسي(عليه‌السلام) ان لي فيك ضربة لن تسبقني بها فيدركه عند باب اللد الشرقي فيقتله؛
عيسي(عليه‌السلام) مي‌گويد: همانا من به تو ]= دجال[ ضربه‌اي بزنم كه سابقه نداشته باشد. پس دجال را جلوي درب شرقي لد مي‌گيرد و او را مي‌كشد.

10. عمر طولاني دجال:

در صحيح مسلم، از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) حديث مفصلي با عنوان حديث جساسه نقل شده كه طبق بخشي از آن، دجال به مردم مي‌گويد:
إني مخبركم أني أنا المسيح و إني أوشك أن يؤذن لي في الخروج…؛
من به شما خبر مي‌دهم كه همان مسيح هستم كه نزديك است به من اذن خروج داده شود.
در صحيح مسلم از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) چنين نقل كرده است:
ما بين خلق آدم إلي قيام‌الساعة خلق أكبر من الدجال؛
از هنگام خلقت آدم تا روز قيامت، خلقتي بزرگ‌تر از دجال خلق نشده است.
پس معلوم شد كه احاديث فراواني در كتب اهل سنت و نيز در صحاح سته دربارة دجال موجود است. البته برخي از اين احاديث، چون در كتب متعددي آمده است، فقط به يك نمونه از آن، اكتفا كرديم و از ذكر برخي ديگر از احاديث به دليل اين كه از مضامين مشابهي بر خوردار بودند، خودداري كرديم.
دجال شخص است يا جريان؟
از مباحثي كه محققان و صاحب‌نظران دربارة دجال مطرح كرده‌اند، اين است كه آيا دجال يك شخص و فرد انساني است يا يك جريان؟
شهيد سيد محمد صدر در كتاب گرانقدر خود اين نظريه را تقويت مي‌كند كه دجال شخص نيست؛ بلكه يك جريان است. وي مي‌نويسد:
إن الدجال عبارة عن مستوي حضاري ايدئولوجي معين معادٍ للإسلام؛
دجال، يك فرهنگ و تمدن و ايدئولوژي معين است كه دشمن اسلام است.
مرحوم شهيد صدر، فرهنگ و تمدن مادي غرب را همان دجال مذكور در روايات مي‌داند و دجال را رمز و كنايه و سمبل حركت‌ها و تمدن‌هاي مادي ضد اسلام تلقي مي‌كند. ايشان به احاديثي كه دربارة دجال مطرح شده است، استناد كرده و مي‌گويد:
اين كه در روايات آمده است كه از آغاز خلقت آدم تا كنون، از نظر انحراف مخلوقي بزرگ‌تر از دجال نيامده است، برهمين معنا دلالت مي‌كند.
آيت‌الله ‌مكارم شيرازي نيز در كتاب خود قائل شده است كه از مجموع روايات مربوط به دجال استفاده مي‌شود كه دجال يك جريان فكري است، نه شخص خاصي.
برخي نويسندگان نيز قدم فراتر نهاده و جريان كشته شدن دجال به دست حضرت عيسي(عليه‌السلام) يا به دست امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) يا به امر آن حضرت در منطقه فلسطين ‌را تطبيق كرده‌اند بر اين كه يهود و اسرائيل در آن منطقه، به دست عيسي(عليه‌السلام) و امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) نابود خواهند شد.
در مقابل، برخي محققان و عالمان مثل مرحوم دواني قائل شده‌اند كه دجال، يك شخص است نه يك فرد و به رواياتي استدلال كرده‌اند كه صفات ظاهري و ويژگي‌هاي شخص دجال يا قتل او به دست عيسي(عليه‌السلام) (يا به دست امام مهدي) را مطرح كرده و چنين نتيجه مي‌گيرد كه اين روايات، با جريان نمي‌سازد؛ بلكه بيشتر بر شخص قابل تطبيق است.
ولي با دقت و توجه كامل در روايات دجال، نظريه نخست بيشتر تقويت مي‌شود و بايد گفت: دجال يك جريان فكري و فرهنگ انحرافي شيطاني است و يك شخص نيست.

منبع: مهدویت در صحاح سته، نویسنده: سید رضی قادری.


+ نوشته شده در90/11/06ساعت 18:3توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

                             شرایط و علایم ظهور در کتب معتبر اهل سنت

شرایط و علایم ظهور در کتب معتبر اهل سنت


قسمت سوم

ج. سفياني و خسف در بيداء

يكي از مهم‌ترين علايم و نشانه‌هاي ظهور كه در منابع فريقين مطرح شده، ظهور سفياني و موضوع خسف در بيداء است.
در روايات شيعي، تعبير به خود سفياني شده است؛ ولي در منابع اهل سنت، اوصاف و ويژگي‌هاي آن و نيز خسف در بيداء مطرح شده كه براي سفياني و لشكرش ايجاد مي‌شود.
در روايات معتبر شيعي، اين نشانه را از علايم حتمي ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) دانسته‌اند. در روايات اهل سنت، تعبيرات محكم و متقني در اين مورد هست؛ ولي آن را از علايم قيامت برشمرده‌اند. در روايات شيعي هم، برخي مواقع اين علايم را از علايم قيامت معرفي كرده‌اند.

سفياني‌كيست؟

براي اين‌كه اين علامت، يكي از مهم‌ترين علايم ظهور مطرح شده، لازم است به درستي تبيين و تفسير شود. در روايات شيعي، از امام علي(عليه‌السلام) نقل شده كه سفياني، اسمش عثمان و پدرش عنبسه و از تبار ابوسفيان است. امام علي(عليه‌السلام) او را فرزند خورنده جگرها معرفي كرده است.
در حديثي ديگر از امام باقر(عليه‌السلام) دربارة صفات ظاهري سفياني آمده است:
‌السفياني احمر اشقر ازرق لم يعبدالله قط…؛ سفياني سرخ‌رو، زاغ چشم است و هرگز خدا را پرستش نكرده است.
از برخي روايات استفاده مي‌شود كه وي مسيحي يا دست نشانده مسيحي است و از شهرهاي روم خروج مي‌كند و در گردن او صليبي قرار دارد. از برخي ديگر از روايات استفاده مي‌شود كه وي مسلمان منحرف شده‌اي است كه كينه و عداوت خاصي با امام علي(عليه‌السلام) و شيعيانش دارد. در حديثي امام صادق(عليه‌السلام) مي‌فرمايد:
گويا سفياني را مي‌بينيم كه در ميدان كوفه شما، جايگاه خود را گسترانيده است و منادي او فرياد مي‌زند هركس سر شيعه علي(عليه‌السلام) را بياورد، هزار درهم مزد بگيرد.
در روايات معتبر شيعي، مدت زمان خروج سفياني را پنجم ماه رجب مطرح كرده‌اند. از آغاز خروج سفياني تا پايان حكومت او نيز پانزده ماه مي‌باشد كه شش ماه از آن را در جنگ و خونريزي به سر مي‌برد و شهرهايي چون دمشق، حمص، فلسطين، اردن و حلب را تصرف كرده و نه ماه در اين مناطق حكومت مي‌كند.
در روايت آمده است كه خروج سفياني با پرچم‌هاي سرخ از سمت روم خواهد بود و امير و فرمانده لشكرش، مردي از قبيله كلب است.
روايات دربارة سفياني و صفات و خصوصيات و خروج و ويژگي‌هاي آن در منابع شيعي به قدري زياد است كه آيت‌‌الله صافي گلپايگاني در كتاب ارزشمند منتخب الاثر ادعاي تواتر دربارة آن مي‌كند.
برخي از نويسندگان قائل شده‌اند، سفياني فرد خاصي نيست؛ بلكه سفياني يك جريان است كه اين جريان در طول تاريخ در مقابل همه نهضت‌هاي پيامبران و همه حركت‌هاي حق وجود داشته است و چنين جرياني نيز در آخر‌الزمان براي مقابله با قيام برحق امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ايجاد مي‌شود. هميشه در تاريخ، چنين خباثتي و شيطنت‌هايي وجود داشته و در آستانه ظهور امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) نيز چنين جرياني، به وجود آمده و تا ظهور حضرت ادامه پيدا مي‌كند و سپس نابود مي‌شود.
چنين تحليل‌هايي، هرچند با واقعيات خارجي تطابق دارد؛ لكن چون در روايات در برخي موارد، تصريح به شخص خاص با اوصاف خاصي شده، بعيد است كه جريان باشد. البته بهتر است اين نظر را برگزينيم كه شخص خاصي است و چنين جرياني را هدايت مي‌كند. شايد اين، بهترين تحليل باشد.

خسف در بيداء چيست؟

خسف در لغت به معناي «فرورفتن و پنهان شدن» است. بيداء نام سرزميني است بين مكه و مدينه. يكي از نشانه‌هاي ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) و از علايم آخر‌الزمان كه در كتب معتبر شيعي و سني مطرح شده، همين نشانه است و مراد اين است كه سفياني با لشكري عظيم، خيلي از سرزمين‌ها را فتح مي‌كند و جنگ و خونريزي عجيبي به راه مي‌اندازد. سپس به سمت مكه حركت مي‌كند و در سرزمين بيداء (بين مكه و مدينه) به طرز معجزه‌آسايي در زمين فرو مي‌روند. اين نشانه، در كتب معتبر روايي از شيعه و سني مطرح شده و روايات فراواني دربارة آن ذكر كرده‌اند. اين نكته را نيز در اين‌جا متذكر مي‌شويم كه دربارة خسف در بيداء نيز بعضي از عالمان شيعه قائل به تواتر در احاديث مربوط به آن شده‌اند. در احاديث متعددي نيز اين نشانه، از علايم حتمي شمرده شده است.
در منابع روايي، اعم از شيعه و سني خسف‌هاي ديگري نيز مطرح شده است. ممكن است در آستانه ظهور مهدي علاوه برخسف در بيداء، ‌خسف‌هاي ديگري نيز صورت گيرد.
متن حديث: حال بعد از تبيين و توضيح دربارة خروج سفياني و خسف در بيداء به احاديث مربوط در صحاح سته مي‌پردازيم.
1. مسلم در صحاح خود با اسناد خود از ام سلمه نقل مي‌كند كه برخي از اصحاب از او دربارة خسف در بيداء و سپاهي كه در آن فرو مي‌رود پرسيدند؟ ام سلمه از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نقل كرد كه آن حضرت فرمود:
يعوذ عائذ بالبيت فيبعث الله بعث فاذا كانوا ببيداء من الارض خسف بهم…؛ مردي به خانه خدا پناه خواهد برد. لشكري به سوي او فرستاده مي‌شود. وقتي آن لشكر به سرزمين بيداء رسيد، در آن سرزمين فرو خواهد رفت.
2. باز مسلم در صحيح خود اين مطلب را با اسناد ديگري از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نقل مي‌كند كه فرمود:
سيعوذ بهذا البيت يعني الكعبه قوم ليست لهم منعه ولاعدد ولاعده يبعث اليهم جيش حتي اذا كانوا ببيداء من‌الارض خسف بهم؛ به زودي به اين خانه يعني كعبه، گروهي پناه خواهند برد كه وسيله دفاعي و لشكر و امكانات ندارند. لشكري به سوي آن‌ها فرستاده خواهد شد. هنگامي كه آن لشكر به سرزمين بيداء رسيد در آن‌جا فرو خواهد رفت.
مسلم در صحيح خودش باب خاصي را به اين موضوع اختصاص داده، «باب الخسف بالجيش الذي يؤمُّ البيت» و در آن چندين حديث در اين باره مطرح مي‌كند كه مضامين آن‌ها در حول همين دو حديث است كه ذكر شد. مسلم تصريح مي‌كند مراد از بيداء، منطقه‌اي در اطراف مدينه است.
1. بخاري در صحيح خود با اسنادش از عايشه نقل مي‌كند كه رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) فرمود:
يغزو جيش الكعبه فاذا كانوا ببيداء من‌الارض يخسف باولهم و آخرهم؛ لشكري آهنگ كعبه مي‌كنند پس هنگامي كه به زمين بيداء در آمدند زمين همه آن‌ها را فرو مي‌برد.
2. ابن ماجه در سنن خود در كتاب الفتن در«باب جيش البيداء» سه حديث را در اين باره ذكر كرده است كه فقط به حديث دوم آن مي‌پردازيم.
ابن ماجه از صفيه نقل كرده كه رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) فرمود:
لاينتهي الناس عن غزو هذا البيت، حتي يغزو جيش‌، حتي اذا كانوا بالبيداء خسف باولهم و آخرهم و لم ينج اوسطهم؛ مردم از جنگ اين خانه (كعبه) خلاص نمي‌شوند تا اين‌كه سپاهي آهنگ آن مي‌كند. هنگامي كه اين سپاه به بيداء رسيد، اول تا آخرشان در زمين فرو مي‌روند و وسط‌هاي آن‌ها نيز نجات پيدا نمي‌كنند.
1. ابوداوود در سنن خود در كتاب «المهدي» با اسناد خود از ام سلمه از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نقل كرده كه آن حضرت فرمود:
و يبعث اليه بعث من الشام فيخسف بهم بالبيداء بين مكه و المدينه…؛ و فرستاده مي‌شود به سوي او لشكري از شام، ‌پس در سرزمين بيداء بين مكه و مدينه فرو مي‌روند.
2. ابو‌داوود در سنن خود در كتاب «الملاحم» خسف‌هاي ديگري را نيز روايت كرده است. ابوداوود با اسناد خود از حذيفه بن اسيد ‌الغفاري از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نقل كرده‌كه آن حضرت فرمود:
لن تقوم الساعة حتي يكون قبلها عشر آيات:… و ثلاث خسف خسف بالمغرب و خسف بالمشرق و خسف بجزيرة العرب؛ قيامت بر پا نمي‌شود مگر آن‌كه ده نشانه محقق بشود… سه تا خسوف است؛ فرورفتن در مغرب، فرورفتن در مشرق، ‌فرورفتن در جزيرة‌العرب.
1. در سنن ترمذي نيز همين حديث ابو‌داوود (حديث 4311) البته با چندين سند در باب«ماجاء في‌الخسف» آمده است. حديث ديگري را از سنن ترمذي نقل مي‌كنيم. از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نقل مي‌كند كه آن حضرت فرمود:
«يكون في‌آخر هذه‌الامة خسف و مسخ و قذف؛ در دوران آخر‌الزمان فرورفتن، مسخ و قذف هست».
اين حديث در صحاح ديگر نيز مطرح شده است.
ادامه دارد... .

منبع: مهدویت در صحاح سته، نویسنده: سید رضی قادری.


+ نوشته شده در90/11/06ساعت 14:0توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

                             شرایط و علایم ظهور در کتب معتبر اهل سنت

شرایط و علایم ظهور در کتب معتبر اهل سنت


قسمت دوم

2. علايم و نشانه‌هاي ظهور

دربارة علايم ظهور، بحث‌هاي گوناگوني مطرح شده است. گاهي آن را به علايم حتمي و غير حتمي تقسيم كرده‌اند. علايم حتمي آن است كه وقوع آن‌ها پيش از ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) قطعي و لازم است. در منابع شيعي، پنج علامت حتمي ذكر كرده‌اند كه عبارتند از: خروج سفياني، ‌خسف در بيداء، خروج يماني، قتل نفس زكيه، نداي آسماني.
دربارة علايم غير حتمي، موارد فراواني مطرح شده كه در برخي، ابهام وجود دارد. گاهي اوقات، علايم ظهور را به علايم طبيعي و علايم انساني تقسيم مي‌كنند. علايم طبيعي آن است كه انسان هيچ نقشي در آن ندارد و مربوط به طبيعت است؛ مثل طلوع خورشيد از مغرب و… و علايم انساني، مثل عالم‌گير شدن فساد و فتنه در عالم و….
در منابع اهل سنت نيز اين علايم آمده است كه همه آن‌ها در كتاب الفتن و يا اشراط الساعة ذكر شده است و برخي از اين علايم، مبهم مي‌باشد.
در اين جا به علايم عمده ظهور كه بيشتر مورد توجه قرار گرفته و در صحاح سته بيشتر تأكيد و تكرار شده، مي‌پردازيم.

الف. فراگير شدن ظلم و ستم و فتنه‌ها

يكي از مواردي كه فراوان در كتب اهل سنت و شيعه دربارة آخر‌الزمان مطرح شده «فراگيرشدن ظلم و ستم و گسترش هرج و مرج» است.
در روايات متعددي عبارت «كما ملئت ظلماً و جوراً» وجود دارد كه نشانگر دو نكته است. اول اين‌كه ظلم و ستم تمام جامعه بشري را فرا مي‌گيرد. كمتر جامعه‌اي را مي‌توان يافت كه ظلم و ستم در آن رواج نداشته باشد. و اين از خصوصيت حكومت مهدوي باشد كه پايان دهنده ظلم و ستم در جامعه بشري مي‌باشد.
نكته دوم اين كه در روايات آمده «كماملئت» نه «بعد ما ملئت»، و اين نشانگر اين نكته است كه فراگيرشدن ظلم و ستم، به نحو سببيت براي ظهور نيست؛ بلكه به عنوان شرط مقارن ظهور مطرح شده است؛ لذا آن انديشه‌هاي انحرافي، باطل است كه قائل بودند بايد به گسترش ظلم و ستم و فساد كمك كرد تا ظهور محقق شود؛ چون فراگير شدن ظلم و ستم براي ظهور، سببيت ندارد.
در احاديث آمده است كه در آخر‌الزمان فتنه‌ها بالا مي‌گيرد و هرج و مرج فراگير مي‌شود. در برخي منابع اهل سنت به آخر‌الزمان و يا علايم ظهور اشاره نشده است؛ ولي همين مضامين در منابع ديگر از اهل سنت، دربارة آخر‌الزمان و يا از علايم قبل از قيامت مطرح شده كه چيزي جز علايم و نشانه‌هاي پيش از ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) نيست. اين يك قاعده كلي است كه هرگاه دردها و سختي‌ها به اوج برسد، به يقين، فرج و گشايش نزديك خواهد بود؛ بنابراين وقتي در آخر‌الزمان، فتنه‌ها و سختي‌ها بالا مي‌‌گيرد. در اين جاست كه فرج جهاني و موعود بشريت، در حال ظهور خواهد بود.
1. در صحيح بخاري به اسناد خود از ابوموسي نقل مي‌كند كه پيامبر(صلي‌الله عليه و آله وسلم) فرمود:
ان بين يدي الساعة اياماً يرفع فيها العلم و ينزل فيها الجهل و يكثر فيها الهرج و المرج و القتل؛ همانا در آستانه قيامت ايامي خواهد بود كه در آن ايام، علم رخت برمي‌بندد و جهل سرازير مي‌شود و هرج و مرج و قتل زياد مي‌شود.
در صحيح بخاري چند حديث به همين مضمون و به اسناد مختلف نقل مي‌كند.
2. در صحيح بخاري از ابو هريره از رسول خدا نقل مي‌كند كه فرمود:
يتقارب الزمان و ينقص العمل و يلقي الشح و تظهر الفتن و يكثرالهرج: قالوا يا رسول‌الله‌ايم هو؟ قال: القتل القتل؛ نزديك مي‌شود زماني كه عمل در آن كم مي‌شود و بخل بالا مي‌گيرد و فتنه‌ها ظاهر و هرج زياد مي‌شود. سؤال كردند: يا رسول‌الله! هرج چيست؟ فرمود: قتل قتل.
3. در صحيح بخاري از ابوهريره نقل كرده كه رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) فرمود:
ستكون فتن القاعد فيها خير من الماشي والماشي فيها خير من الساعي- فمن وجد ملجئاً او معاذاً فليعذربه؛ به زودي فتنه‌هايي فرا مي‌رسد كه نشسته بهتر از ايستاده است و ايستاده بهتر از راه رونده است و راه رونده بهتر از ساعي است. پس هركس پناهگاهي بيابد، هر آينه به آن‌جا پناه ببرد.
باز در صحيح بخاري و ديگر منابع اهل سنت چند حديث به همين مضمون، با طرق و اسناد ديگر مطرح شده كه همه اين احاديث، نشانگر بالاگرفتن فتنه است به حدي كه انسان به سختي مي‌تواند براي خود پناهگاهي بيابد.
4. در صحيح مسلم نيز از اسامه نقل شده كه پيامبر(صلي‌الله عليه و آله وسلم) فرمود:
هل ترون ما أري اني لأري مواقع الفتن خلال بيوتكم كمواقع القطر؛ آيا مي‌بينيد آنچه را من مي‌بينم كه فتنه‌ها در درون خانه‌هايتان واقع مي‌شود؛ مثل محل وقوع قطرات.
5. در صحيح مسلم از ابو هريره نقل مي‌كند كه رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) فرمود:
ستكون فتنة القاعد فيها خير من القائم و القائم فيها خير من الماشي و الماشي فيها خير من ساعي… و من وجد فيها ملجا فليعذبه.
6. ابوداوود در سنن خود از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) حديثي نقل مي‌كند كه فرمود:
امتي هذه امة مرحومه ليس عليها عذاب في‌الاخره عذابها في‌الدنيا الفتن و الزلازل و القتل؛ اين امت من در رحمت الهي قرار دارند و براي آن‌ها در آخرت عذابي نيست. عذاب اين‌ها در دنيا با فتنه‌ها و زلزله‌ها و قتلها خواهد بود.
7. ابوداوود در سنن خود از ابوموسي اشعري نقل كرده كه پيامبر(صلي‌الله عليه و آله وسلم) فرمود:
ان بين يدي الساعة فتناً كقطع الليل المظلم يصبح الرجل فيها مؤمناً و يمسي كافراً و يمسي مؤمناً و يصبح كافراً القاعد فيها خير من القائم والقائم فيها خير من الماشي و الماشي فيها خير من الساعي؛ همانا در آستانه قيامت، فتنه‌ها فرا مي‌رسد مثل تكه‌هاي شب تاريك. مرد صبح مي‌كند در حالي كه مؤمن است و شب هنگام، كافر مي‌شود و يا شب مي‌شود و در حالي كه مؤمن است و صبح هنگام كافر مي‌شود. در آن ايام، نشسته بهتر از ايستاده است و ايستاده بهتر از راه رونده و راه‌رونده بهتر از ساعي است.
حديث ديگري نيز به همين مضامين، با سند ديگر در سنن ابوداوود آمده است.
1. ترمذي در سنن با اسناد خود از انس بن مالك نقل كرده كه انس گفت: من براي شما حديثي از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نقل كنم كه كسي براي شما نقل نكرده است. رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) فرمود:
ان من اشراط الساعة ان يرفع العلم و يظهر الجهل و يفشوا الزنا و يشرب الخمر و تكثر النساء و يقل الرجال حتي يكون لخمسين امرئهٌ قيم واحد؛ همانا از علايم قيامت آن است كه علم بر چيده و جهل ظاهر و زنا وشرب خمر آشكار و زنان زياد و مردان كم مي‌شوند به حدي كه براي پنجاه زن يك مرد سرپرست است.
2. ابن ماجه در سنن خود از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نقل مي‌كند كه آن حضرت فرمود:
يكون بين يدي الساعة ايام يرفع فيها العلم و ينزل فيها الجهل و يكثر فيها الهرج… و الهرج القتل؛ در آستانه قيامت ايامي خواهد بود كه در آن، علم رخت بر مي‌بندد و جهل جايگزين آن مي‌شود و هرج زياد مي‌شود. مراد از هرج قتل است.
ابن ماجه احاديث متعددي با همين مضامين و مضامين ديگري كه از ديگر صحاح نقل كرديم، بيان مي‌كند.
1. نسائي در سنن خود از پيامبر(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نقل مي‌كند كه آن حضرت فرمود:
يخرج من آخر‌الزمان قوم كان هذا منهم يقرؤن القران لايجاوز تراقيهم يمرقون من الاسلام كما يمرق السهم من‌الرميه…؛ در آخر الزمان اقوامي مي‌آيند كه قرآن مي‌خوانند لكن از گلويشان تجاوز نمي‌كند و از اسلام مي‌گريزند همان‌طور كه تير از كمان بيرون مي‌رود.
احاديث متعدد ديگري نيز در صحاح يافت مي‌شود كه همگي دلالت دارد فتنه و فساد در آخر‌الزمان به اوج مي‌رسد و انسان‌هاي پاكدامن، به سختي روزگار مي‌گذرانند. حفظ كردن دين در آن ايام، بسيار سخت و جانكاه است و از سوي ديگر، اشرار و ظالمان، حكمراني و فرمانرواياني مي‌كنند. در چنين شرايطي است كه مظلومان و مسلمانان بايد توجه خود را به موعود منتظر معطوف بدارند و فرج و ظهور آن حضرت را از خداوند متعال طلب كنند.

ب. طلوع خورشيد از مغرب

از علايم آخر‌الزمان و به تعبير منابع اهل سنت، از اشراط الساعة (علايم قيامت) طلوع خورشيد از مغرب است. البته در تفسير اين علامت، نظرات متعددي را مطرح كرده‌اند. برخي وقوع آن را غير ممكن دانسته و در توجيه آن برآمدند. آن‌ها مي‌گويند: شايد مراد اين باشد كه خورشيد از ابتداي طلوع، نمايان نشود و يا كسوفي صورت مي‌گيرد و در هنگامه‌هاي غروب، آشكار مي‌شود؛ لذا مردم خورشيد را در غروب مشاهده مي‌كنند. برخي ديگر وقوع آن را ممكن دانسته‌اند. به هر حال يكي از علايم و نشانه‌هاي ظهور، همين علامت است كه در كتب اهل سنت بيشتر به چشم مي‌خورد. اين علامت در روايات شيعي نيز مطرح و از علايم حتمي شمرده شده است. از امام باقر(عليه‌السلام) نقل شده که فرمود: … و طلوع الشمس من مغربها محتوم …
1. در صحيح مسلم از حذيفه بن‌اسيد غفاري نقل كرده كه پيامبر(صلي‌الله عليه و آله وسلم) فرمود:
انما لن تقوم حتي ترون قبلها عشر آيات… و طلوع الشمس من مغربها؛ همانا قيامت واقع نمي‌شود مگر آن‌كه ده علامت را قبل از آن ببينيد… يكي از آن‌ها طلوع خورشيد از مغرب است.
2. و نيز در صحيح مسلم با اسناد ديگر از حذيفه بن اسيد از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نقل مي‌كند كه فرمود:
«ان‌الساعة لاتكون حتي تكون عشر آيات… و طلوع الشمس من مغربها».
3. بخاري در صحيح خود از ابي هريره روايت كرده كه رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) فرمود:
لاتقوم الساعة حتي تطلع الشمس من مغربها فاذا طلعت فرآها الناس آمنوا اجمعون فذلك حين لاينفع نفساً ايمانها لم تكن آمنت من قبل او كسبت في‌ايمانها خيراً؛ قيامت برپا نمي‌شود تا اين‌كه خورشيد از مغربش طلوع كند.پس هنگامي كه طلوع كرد و مردم آن را ديدند، همه ايمان مي‌آورند. پس آن زمان، ايمان كسي كه قبلاً ايمان نياورده يا خيري را در ايمانش به دست نياورده نفع نمي‌بيند.
4. ابن ماجه در سنن خود، باب خاصي را تحت عنوان«باب طلوع الشمس من مغربها» باز كرده و سه حديث آورده است كه به يك حديث آن مي‌پردازيم. عبد الله بن عمرو از پيامبر(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نقل كرده كه آن حضرت فرمود:
«اول الايات خروجاً طلوع الشمس من مغربها؛ اولين آيات خروج، طلوع خورشيد از مغربش است».
ادامه دارد... .

منبع: مهدویت در صحاح سته، نویسنده: سید رضی قادری.


+ نوشته شده در90/11/06ساعت 8:56توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

                             شرایط و علایم ظهور در کتب معتبر اهل سنت

شرایط و علایم ظهور در کتب معتبر اهل سنت


قسمت چهارم و پایانی

د. پرچم‌هاي سياه «رايات سود»

از ديگر نشانه‌هايي كه از علايم آخر‌الزمان و يا ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در روايات شيعه و سني مطرح شده «برافراشته‌شدن پرچم‌هاي سياه»، «رايات سود» است. در تعابير روايي آمده اين پرچم‌ها براي حمايت و هدايت، در مسير امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) از سمت خراسان برافراشته و به حركت در مي‌آيد. در روايات شيعه نيز اين نشانه مطرح شده و اين پرچم‌ها و حركت آن را، حق تلقي كرده است.
شيخ طوسي در كتابش از امام باقر(عليه‌السلام) نقل مي‌كند:
پرچم‌هاي سياه از سمت خراسان خارج مي‌شوند و به سوي كوفه رهسپار مي‌شوند. هنگامي كه امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ظهور كند با وي بيعت مي‌كنند.
اين نشانه در سنن ابن ماجه و سنن ترمذي آمده است. البته ابن ماجه دو روايت در اين باره مي‌آورد كه يك روايت، تصريح به امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) دارد؛ ولي در سنن ترمذي اشاره‌اي به آن ندارد.

متن حديث

1. ابن ماجه در سنن خود با اسناد خود از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نقل كرده كه فرمود:
انا اهل بيت اختارالله لنا الاخره علي‌الدنيا و ان اهل بيتي سيلقون بعدي بلاءً و تشريداً و تطريداً، حتي ياتي قوم من قبل المشرق معهم رايات سود فيسالون الخير… حتي يدفعوها الي رجل من اهل بيتي فيملاها قسطاً كما ملاوها جوراً فمن ادرك ذلك منكم فلياتهم ولو حبوا علي‌الثلج؛ همانا ما اهل بيتي هستيم كه خداوند آخرت را براي ما بر دنيا برگزيده است. همانا اهل بيت من بعد از من، دچار بلاها و سختي‌ها و تبعيدها خواهند شد تا زماني‌كه گروهي از طرف مشرق مي‌آيند. همراه آنان پرچم‌هاي سياه است و آنان طالب خير هستند… آن پرچم را به دست مردي از اهل بيت من مي‌سپارند و او زمين را پر از عدالت مي‌كند، همان‌طور كه پر از ظلم شده باشد. هركس از شما كه آن را درك كرد، بايد با آن‌ها همراهي كند، حتي اگر برروي برف حركت كنيد.
2. و نيز ابن ماجه در سنن خود از ثوبان از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) روايت كرده كه فرمود:
… ثم تطلع الرايات السود من قبل المشرق… فقال: فاذا رايتموه فبايعوه ولو حبواً علي الثلج فانه خليفة الله المهدي…؛ سپس پرچم‌هايي سياه از جانب مشرق ظهور خواهند كرد. سپس فرمود: پس هرگاه آن‌ها را ديديد، با آن‌ها بيعت كنيد ولو با راه رفتن در برف‌ها باشد. پس همانا او خليفه خدا مهدي است.
اين حديث از نظر سند طبق منابع رجالي صحيح مي‌باشد. ذيل اين حديث در سنن ابن ماجه متذكر اين مطلب شده است. حاكم نيشابوري در مستدرك خود نيز مي‌گويد: اين حديث طبق نظر و ضوابط شيخين، صحيح است.
1. در سنن ترمذي نيز حديث «رايات سود» يا پرچم‌هاي سياه از جانب خراسان، مطرح مي‌شود.
اين روايات و روايات فراوان ديگري كه در بارة پرچم‌هاي سياه از جانب مشرق مطرح شده و در برخي از روايات اشاره شد كه اين پرچم‌ها از جانب خراسان است و در تمام اين روايات آمده اين حركت‌ها در مسير حق و براي هدايت مردم است و در نهايت، اين پرچم‌ها به دست امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) داده مي‌شود و با آن حضرت بيعت مي‌كنند. آيا توجه انسان را به حكومت اسلامي و حركت انقلاب مردم ايران معطوف نمي‌دارد كه در سايه‌سار قرآن و عترت برپا شد؟ هرچند بر اين عقيده نيستيم كه حتماً اين روايات ناظر به اين حكومت و جامعه اسلامي است؛ ولي بعضي از صاحب‌نظران در مباحث مهدوي، آن را مطرح كرده‌اند. مي‌خواهيم بگوئيم اين نظام مقدس اسلامي كه در مسير حكومت مهدوي حركت مي‌كند، مي‌تواند چنين زمينه‌هاي مهمي را تقويت كند و پرچمدار چنين جريان مهمي باشد، تا به ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ملحق بشود.

ه‍‌. خروج دجال

يكي از نشانه‌هاي ظهور و يا به تعبير روايات اهل سنت از علايم آخر‌الزمان«خروج دجال» است. دربارة دجال در كتب شيعه، بسيار مختصر و مجمل پرداخته شده و احاديث كمي آمده است؛ لكن در منابع اهل سنت، احاديث فراواني دربارة دجال و عمر آن و صفات و ويژگي‌‌ها و خصوصيات ظاهري وقتل آن مطرح شده است. در منابع شيعي مفصل‌ترين حديثي كه دربارة دجال ذكر شده، در كمال‌الدين شيخ صدوق است.
در صحاح سته نيز احاديث فراواني دربارة دجال يافت مي‌شود كه بيشتر آن‌ها، از حيث سند، ضعيف و از حيث محتوا، قابل جمع نيست.
دجال در لغت از «دجل» به معناي روغن مالي كردن يا روشن كردن چيزي است كه باطن آن بي‌ارزش باشد. در اصطلاح به فرد كذاب و منافق و فريبكار مي‌گويند. در روايات اهل سنت، گاهي به تعبيراتي مثل مسيح‌الدجال برمي‌خوريم كه مراد همان دجال است. حالا چرا به او مسيح دجال مي‌گويند؟ چون قيام او بيشتر زمين را در برمي‌گيرد «لانه يعم الارض» گويا زمين را مسح مي‌كند و برخي گفتند: چون با پرچم مسيحيت خروج مي‌كند.
دجال از تنها علايم و نشانه‌هايي است كه در كتب مقدس مسيحيت نيز مطرح شده و در آن كتاب‌ها نيز، يك شخصيت منفي و ضد مسيح(عليه‌السلام) معرفي شده است.
در انجيل يوحنا، دجال را كسي معرفي مي‌كند كه با مسيح(عليه‌السلام) ضديت دارد و مي‌خواهد خود را در جاي او قرار دهد. در رساله اول يوحنا آمده است:
دروغگو كيست؟ جز آن‌كه مسيح بودن عيسي(عليه‌السلام) را انكار كند. آن دجال است كه پدر و پسر را انكار مي‌كند.
همانطور كه گفته شد دربارة دجال، احاديث فراواني در مصادر اهل سنت و نيز صحاح سته موجود است و تمامي اين مصادر، خروج دجال را از علايم آخر‌الزمان و نشانه‌هاي قيامت ذكر كرده‌اند. در منابع اهل سنت رواياتي است كه تصريح دارد دجال از زمان رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) زنده بوده است. دجال كارهاي سحرآميز و خارق‌العاده انجام مي‌دهد و مردم را گمراه كرده و ادعاي ربوبيت مي‌كند و آخر، حضرت عيسي(عليه‌السلام) او را مي‌كشد. تحقيق احاديث دجال در صحاح سته، نيازمند كتاب جداگانه‌اي است، تا تمام موارد آن از حيث سند و محتوا بررسي شود. اكنون به موارد عمده و مهم آن اشاره مي‌كنيم.

متن احاديث

1. پيامبر(صلي‌الله عليه و آله وسلم) در بعضي از نمازها و دعاهايش، از فتنه دجال به خدا پناه مي‌برد:

در سنن نسائي به سند خود در اين مورد احاديث متعددي آورده است؛ از جمله از ابوهريرة نقل كرده است كه رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) چنين دعا مي‌كرد:
اللهم إني اعوذ بك من عذاب القبر و أعوذ بك من عذاب النار… و أعوذ بك من شرالمسيح الدجال؛
پروردگارا ! به تو پناه مي‌برم از عذاب قبر. به تو پناه مي‌برم از عذاب آتش جهنم…. و به تو پناه مي‌برم از شر مسيح دجال.
همچنين در صحيح بخاري از عايشه نقل شده است:
سمعت رسول الله(صلي‌الله عليه و آله وسلم) يستعيذ في‌صلاته من فتنه الدجال؛
شنيدم رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) در نمازهايش، از فتنه دجال به خدا پناه مي‌برد.

2. پيامبر(صلي‌الله عليه و آله وسلم) امتش را از او برحذر داشته است:

در صحيح بخاري با اسناد خود از انس نقل كرده است كه پيامبر(صلي‌الله عليه و آله وسلم) فرمود:
مابعث نبي‌ الا انذر امته الاعور الكذاب…؛ هيچ پيامبري مبعوث نشد، مگر آن‌كه امتش را از اعور كذاب ]دجال[ برحذر داشته است.
مسلم، در صحيح، با اسناد خود همين حديث را از عبدالله بن عمر از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نقل كرده است.

3. دجال، كافر است:

در صحيح بخاري از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) روايت كرده است كه فرمود:
ان بين عينيه مكتوب كافر؛ بين دوچشم او نوشته شده است: كافر.
شايد اين تعبير رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) تأكيد كنايي بر حتمي بودن كفر دجال باشد.
در صحيح مسلم نيز اين حديث از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) روايت شده است.
مسلم، در باب «صفه الدجال»، چندين حديث با اسناد متعدد مي‌آورد، مبني بر اين‌كه دجال، كافر است و بين دوچشمش نوشته شده: كافر است.

4. دجال، ادعاي ربوبيت مي‌كند:

در سنن ابن ماجه، حديثي از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نقل مي‌كند كه دجال به مردم مي‌گويد: «انا ربكم؛ من پرودگار شما هستم».

5. دجال، امور خارق‌العاده را ارائه مي‌كند:

در صحيح بخاري از حذيفه نقل مي‌كند كه رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) فرمود:
إن معه ماءً‌ و ناراً فناره ماءٌ بارد و ماؤه نار؛
همانا با دجال، آب و آتش است؛ پس آتش او، آب گوارا است و آب او، آتش است.
در صحيح مسلم همين حديث بخاري را با اسناد متعددي نقل مي‌كند و گاهي مضامين آن كمي اختلاف دارد.
باز در صحيح مسلم از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نقل كرده است كه فرمود:
معه نهران يجريان أحدهما رأي العين ماء أبيض والآخر رأي العين نار…؛ با دجال دوچشمه است؛ يك چشمه را مردم، آب سفيد مي‌بينند و يك چشمه ديگر را آتش.
در سنن ابن ماجه از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) چنين نقل مي‌كند:
إن معه طعام و شراب؛ همراه دجال، غذا و شراب است.
در سنن ترمذي از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نقل كرده است كه فرمود:
… فيأمر السماء أن تمطر فتمطر و يأمر الأرض أن تنبت فتنبت…؛
دجال به آسمان امر مي‌كند كه ببارد و آسمان، مي‌بارد و امر مي‌كند به زمين كه بروياند و زمين مي‌روياند.

6. دجال، وارد مدينه نمي‌شود:

در صحيح بخاري از انس‌ از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) چنين روايت كرده است:
المدينة يأتيها الدجال فيجد الملائكة يحرسونها فلا يقربها الدجال ولا الطاعون ان شاء الله؛
دجال، به سمت مدينه مي‌آيد؛ سپس مي‌يابد كه ملائكه از مدينه حراست مي‌كنند؛ پس دجال وارد مدينه نمي‌شوند و همچنين طاعون؛ اگر خدا بخواهد.
حديثي با همين مضمون، در صحيح بخاري از ابوهريره از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نيز روايت شده است.
در صحيح مسلم از انس‌بن مالك روايت كرده است كه رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) فرمود:
ليس من بلد إلا سيطؤه الدجال إلا مكة و مدينة…؛
منطقه‌اي نيست كه دجال زير پا نگذارد، مگر مكه و مدينه.
در صحيح بخاري از انس از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) چنين روايت كرد:
يجئ الدجال حتي ينزل في‌ناحية المدينة ثم ترجف المدينة ثلاث رجفات فيخرج إليه كل كافر و منافق؛
دجال مي‌آيد؛ تا اين كه نزديك مدينه فرود مي‌آيد. در مدينه سه بار اعلام جنگ داده مي‌شود و خارج مي‌شوند به سوي دجال، هر كافر و منافقي.

7. صفات ظاهري دجال:

مسلم در صحيح خود از حذيفه از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نقل كرده كه آن حضرت فرمود:
الدجال أعورالعين اليسري جفال الشعر، معه جنة و نار فناره جنة و جنته نار؛
چشم راست دجال اعور و موي سرش مجعد است. با دجال بهشت و آتش است. آتش او، بهشت و بهشت او، آتش است.
در روايت ديگري مسلم از عبدالله بن عمر نقل مي‌كند كه رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) فرمود:
… إن المسيح الدجال أعور العين اليمني كان عينه عنبه طافئه؛
همانا دجال، چشم راستش اعور است؛ مثل دانه انگوري كه بر روي آب قرار دارد.
در سنن ابن ماجه در حديثي از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نقل كرده است:
إنه شاب قطط دجال؛
دجال جواني است با موهاي به هم پيچيده (مجعد).

8. محل خروج دجال

مسلم در صحيح خود از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نقل مي‌كند كه حضرت فرمود:
انه خارج خلة بين الشام والعراق؛
دجال در نقطه‌اي بين شام و عراق خارج مي‌شود.
ابن ماجه نيز در سنن خود محل خروج دجال را خلة، بين الشام و العراق ذكر مي‌كند.
ابن ماجه در سنن خود از ابو‌بكر نقل مي‌كند كه رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) فرمود:
ان الدجال يخرج من ارض بالمشرق يقال لها خراسان؛
همانا دجال، از سرزميني در مشرق خروج مي‌كند كه به آن، خراسان گفته مي‌شود.
ترمذي در سنن خود، همين حديث ابن ماجه را نقل مي‌كند.

9. دجال به دست عيسي(عليه‌السلام) كشته مي‌شود:

در صحيح مسلم از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) روايت كرده است كه فرمود:
فيطلبه حتي يدركه بباب لد فيقتله…؛
عيسي(عليه‌السلام) دجال را طلب مي‌كند، و او را در باب لد مي‌يابد و مي‌كشد.
ابن ماجه در سنن خود از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نقل كرده است كه آن حضرت فرمود:
… و يقول عيسي(عليه‌السلام) ان لي فيك ضربة لن تسبقني بها فيدركه عند باب اللد الشرقي فيقتله؛
عيسي(عليه‌السلام) مي‌گويد: همانا من به تو ]= دجال[ ضربه‌اي بزنم كه سابقه نداشته باشد. پس دجال را جلوي درب شرقي لد مي‌گيرد و او را مي‌كشد.

10. عمر طولاني دجال:

در صحيح مسلم، از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) حديث مفصلي با عنوان حديث جساسه نقل شده كه طبق بخشي از آن، دجال به مردم مي‌گويد:
إني مخبركم أني أنا المسيح و إني أوشك أن يؤذن لي في الخروج…؛
من به شما خبر مي‌دهم كه همان مسيح هستم كه نزديك است به من اذن خروج داده شود.
در صحيح مسلم از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) چنين نقل كرده است:
ما بين خلق آدم إلي قيام‌الساعة خلق أكبر من الدجال؛
از هنگام خلقت آدم تا روز قيامت، خلقتي بزرگ‌تر از دجال خلق نشده است.
پس معلوم شد كه احاديث فراواني در كتب اهل سنت و نيز در صحاح سته دربارة دجال موجود است. البته برخي از اين احاديث، چون در كتب متعددي آمده است، فقط به يك نمونه از آن، اكتفا كرديم و از ذكر برخي ديگر از احاديث به دليل اين كه از مضامين مشابهي بر خوردار بودند، خودداري كرديم.
دجال شخص است يا جريان؟
از مباحثي كه محققان و صاحب‌نظران دربارة دجال مطرح كرده‌اند، اين است كه آيا دجال يك شخص و فرد انساني است يا يك جريان؟
شهيد سيد محمد صدر در كتاب گرانقدر خود اين نظريه را تقويت مي‌كند كه دجال شخص نيست؛ بلكه يك جريان است. وي مي‌نويسد:
إن الدجال عبارة عن مستوي حضاري ايدئولوجي معين معادٍ للإسلام؛
دجال، يك فرهنگ و تمدن و ايدئولوژي معين است كه دشمن اسلام است.
مرحوم شهيد صدر، فرهنگ و تمدن مادي غرب را همان دجال مذكور در روايات مي‌داند و دجال را رمز و كنايه و سمبل حركت‌ها و تمدن‌هاي مادي ضد اسلام تلقي مي‌كند. ايشان به احاديثي كه دربارة دجال مطرح شده است، استناد كرده و مي‌گويد:
اين كه در روايات آمده است كه از آغاز خلقت آدم تا كنون، از نظر انحراف مخلوقي بزرگ‌تر از دجال نيامده است، برهمين معنا دلالت مي‌كند.
آيت‌الله ‌مكارم شيرازي نيز در كتاب خود قائل شده است كه از مجموع روايات مربوط به دجال استفاده مي‌شود كه دجال يك جريان فكري است، نه شخص خاصي.
برخي نويسندگان نيز قدم فراتر نهاده و جريان كشته شدن دجال به دست حضرت عيسي(عليه‌السلام) يا به دست امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) يا به امر آن حضرت در منطقه فلسطين ‌را تطبيق كرده‌اند بر اين كه يهود و اسرائيل در آن منطقه، به دست عيسي(عليه‌السلام) و امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) نابود خواهند شد.
در مقابل، برخي محققان و عالمان مثل مرحوم دواني قائل شده‌اند كه دجال، يك شخص است نه يك فرد و به رواياتي استدلال كرده‌اند كه صفات ظاهري و ويژگي‌هاي شخص دجال يا قتل او به دست عيسي(عليه‌السلام) (يا به دست امام مهدي) را مطرح كرده و چنين نتيجه مي‌گيرد كه اين روايات، با جريان نمي‌سازد؛ بلكه بيشتر بر شخص قابل تطبيق است.
ولي با دقت و توجه كامل در روايات دجال، نظريه نخست بيشتر تقويت مي‌شود و بايد گفت: دجال يك جريان فكري و فرهنگ انحرافي شيطاني است و يك شخص نيست.

منبع: مهدویت در صحاح سته، نویسنده: سید رضی قادری.


+ نوشته شده در90/11/06ساعت 0:4توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

                             شرايط و علايم ظهور در کتب معتبر اهل سنت

شرايط و علايم ظهور در کتب معتبر اهل سنت


قسمت اول

درآمد

يكي از موضوعاتي كه در روايات و احاديث شيعه و سني مطرح شده، شرايط و علايم ظهور است. موارد فراواني در احاديث و روايات، نشانه‌ها و شرايط آخر‌الزمان را بر شمرده است. برخي از آن موارد، در صحاح سته نيز آمده است. البته افراط‌ها و زياده‌روي‌هايي نيز شده؛ ولي شكي نيست كه برخي از آن‌ها، مورد قبول است.
ممكن است برخي بگويند پرداختن به شرايط و علايم ظهور چه آثار و ثمراتي خواهد داشت؟ در جواب بايد گفت شك و ترديدي نيست كه فوايد اين مسايل در جامعه و نزد مردم بسيار اثربخش خواهد بود؛ چون فهميدن چنين مسايلي، موجب دلگرمي و طمأنينه مردم نسبت به اصل مهدويت و ظهور آن در آخر‌الزمان مي‌شود و موجب آمادگي و زمينه‌سازي مسلمين در جهت حركت به سوي آن مقصد متعالي نيز خواهد شد.
البته در روايات و احاديثي كه شرايط و علايم ظهور را مطرح كرده، زياده‌روي‌ها و دروغپردازي‌هايي شده است، ولي تمام اين اخبار و روايات را به چوب اسرائيليات و اوهام خواندن، به يقين بي‌انصافي است. برخي مثل احمد امين، تمام اين روايات را مردود دانسته و آن‌ها را دور از عقول انساني مي‌دانند!
برخي از علايم و شرايط ظهور، نزد فريقين (شيعه و سني) متفقاً مطرح شده و برخي از موارد در كتب شيعه آمده كه در كتب و منابع اهل سنت مطرح نشده است و بالعكس.

فرق بين شرايط و علايم ظهور

سه تفاوت عمده بين آن مطرح است:
1. مجموعه شرايط ظهور، علت تامه در ظهور هستند؛ لذا اجتماع آن‌ها براي تحقق ظهور ضرورت داردو بين اين دو، رابطه علي و معلولي است. ولي علايم و نشانه‌هاي ظهور، نقش و دخلي در تحقق ظهور ندارد بلكه فقط جنبه كاشفيت دارد. بنابراين اگر شرايط ظهور مهيا شد، ظهور تحقق پيدا مي‌كند ولي در علايم ظهور اين گونه نيست.
2. علايم ظهور، حوادثي پراكنده هستند و در تمام زمان غيبت، به صورت پراكنده انجام خواهد گرفت، برخلاف شرايط ظهور كه به صورت متصل و مستمر خواهد بود و تحقق ظهور، بدون شرايط آن، فاقد هرنوع توجيه عقلاني است.
3. انسان‌ها در تحقق علايم و نشانه‌هاي ظهور، مسئوليتي ندارند؛ ولي در شرايط ظهور، تكليف دارند و انسان‌ها در بخش قابل توجهي از آن، مي‌توانند زمينه‌ها و شرايط را فراهم كنند.
اكنون در دو قسمت بحث مي‌كنيم: ابتدا شرايط ظهور، و سپس علايم ظهور را بيان مي‌كنيم.

1. شرايط ظهور
الف. حتمي بودن ظهور

يكي از موضوعاتي كه در احاديث و روايات با تأكيد خاص بيان شده، حتمي بودن ظهور مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) است. بي‌ترديد موضوع مهمي چون مهدويت بايد با چنين عبارت مؤكدي بيان شود. در سنن ابوداوود و سنن ترمذي به اين احاديث برخورد مي‌كنيم.
1. ترمذي در سنن خود از رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نقل كرده كه فرمود:
لاتذهب الدنيا حتي يملك العرب رجل من اهل بيتي؛ دنيا به پايان نخواهد نرسيد مگر‌آنكه مردي از اهل بيت من برعرب حكومت كند.
2. ترمذي در روايت ديگري از پيامبراكرم(صلي‌الله عليه و آله وسلم) نقل مي‌كند كه فرمود:
لولم يبق من الدنيا الايوم لطول الله ذلك اليوم حتي يلي رجل من اهل بيتي؛ اگر از عمر دنيا فقط يك روز باقي بماند خداوند آن روز را آن‌قدر طولاني خواهد كرد تا مردي از اهل بيت را برانگيز‌اند.
3. ابوداوود در سنن خود از پيامبر اكرم(صلي‌الله عليه و آله وسلم) روايت كرده كه فرمود:
«لولم يبق من الدنيا الايوم لطول الله ذلك اليوم حتي يبعث فيه رجلاً‌مني او من اهل بيتي يواطي اسمه اسمي».
4. و نيز ابوداوود نقل مي‌كند كه پيامبر(صلي‌الله عليه و آله وسلم) فرمود:
«لاتنقضي الدنيا حتي يملك العرب رجل من اهل بيتي يواطي اسمه اسمي».
5. و نيز ابوداوود در سنن خود از امام علي(عليه‌السلام) نقل كرده كه پيامبر(صلي‌الله عليه و آله وسلم) فرمود:
لولم يبق من الدهر الايوم لبعث الله رجلاً من اهل بيتي يملاها عدلاً‌كما ملئت جوراً؛ اگر از عمر روزگار جز يك روز باقي نمانده باشد، خداوند در آن روز مردي از اهل بيت مرا برمي‌انگيزد كه زمين را پر از عدالت مي‌كند همان‌گونه كه پر از ظلم شده باشد.
البته روايات و احاديث به همين مضامين در كتب متعدد ديگري از اهل سنت همچون مسند احمد و المعجم طبراني و نيز در كتب معتبر شيعي، فراوان وجود دارد كه همه يك مضمون را تقويت و تأكيد مي‌كنند و آن، حتمي بودن ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) است.

ب. زمينه‌سازان ظهور

از ديگر مواردي كه در روايات فريقين مطرح شده، زمينه‌سازي براي ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) است. اين حديث و احاديث مشابه به آن، بسيار مورد توجه است و وظيفه ما را در قبال ظهور امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) بسيار سنگين مي‌كند.
ابن ماجه در سنن خود از عبدالله بن حرث روايت كرده كه رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم)فرمود:
يخرج ناس من المشرق فيوطئون للمهدي«يعني سلطانه» ؛ مردمي از مشرق خارج شده و براي حكومت و سلطنت امام مهدي زمينه‌سازي مي‌كنند.
البته احاديث ديگري نيز به همين مضامين در ديگر كتب معتبر از اهل سنت و شيعه آمده است و همگي نشان‌گر اين نكته است كه عده‌اي از دوستداران و شيعيان حضرت براي ظهور و قيام و حكومت آن حضرت، زمينه‌سازي مي‌كنند و اين طايفه، از مشرق زمين حركت خويش را آغاز مي‌كنند.
البته روايات تحت عنوان«رايات سود» و يا پرچم‌هاي سياه داريم كه از سمت مشرق و خراسان حركت مي‌كنند. اين روايات را ‌در علايم ظهور، بررسي خواهيم كرد.

ج. محل ظهور

روايات متعددي از شيعه و سني وجود دارد براين كه ظهور حضرت مهدي از مكه است. برخي از آن‌ها تصريح كرده‌اند، كنار كعبه معظمه و بين ركن و مقام، بيعت با آن حضرت آغاز مي‌‌شود و نقطه آغازين ظهور و قيام آن بزرگوار از كنار بيت‌الله الحرام انجام مي‌گيرد. تمام روايات، اتفاق نظر دارند كه نقطه‌ آغازين ظهور حضرت مهدي از مكه و از مسجد‌الحرام است، ولي در برخي از روايات آمده كه بيعت، بين ركن و مقام صورت مي‌گيرد و اين نقطه آغازين ظهور است و در برخي ديگر آمده، ميان زمزم و مقام صورت مي‌گيرد.
ابوداوود در سنن خود از ام‌سلمه روايت كرده كه پيامبر(صلي‌الله عليه و آله وسلم) فرمودند:
«فيبايعونه بين الركن والمقام…؛ مردم با مهدي در بين ركن و مقام بيعت مي‌كنند».

در ادامه روايت آمده است:

فاذا رأي الناس ذلك اتاه ابدال الشام و عصائب اهل العراق فيبايعونه بين الركن و المقام…؛ پس زماني كه مردم آن را ديدند بزرگاني از اهل شام و گروه‌هايي از اهل عراق به سوي او مي‌آيند و با مهدي در بين ركن و مقام بيعت مي‌كنند.
در برخي از روايات فريقين، ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) و بيعت با آن حضرت را از مكه و از مسجد‌الحرام مطرح كرده است و در روايات ديگري مي‌بينيم كه ابتداي ظهور را مدينه مشخص مي‌كند. جمع بين اين دو طائفه از روايات به اين صورت است كه ظهور ابتدايي حضرت مهدي در مدينه، ولي ظهور رسمي و آشكار آن بزرگوار در مكه و از كنار خانه خدا شروع مي‌شود و بين ركن و مقام بيعت صورت مي‌گيرد؛ لذا تناقضي بين اين روايات نمي‌بينيم.
ادامه دارد... .

منبع: مهدویت در صحاح سته، نویسنده: سید رضی قادری.


+ نوشته شده در90/11/05ساعت 23:53توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

                             قحطي در آخرالزّمان

قحطي در آخرالزّمان

متون پيش‌گويي آسماني و غير آسماني اديان و ملل مختلف جهان، آکنده از اخباري است که گوياي رخداد خشکسالي‌هاي متعدّدي است که در گوشه گوشة جهان در پايان دوران رخ مي‌دهند. تجربة قحطي براي بشر، تجربه‌اي جديد نيست و به طور مشخّص در دوره‌هاي پيشين، زماني که قرار بود يوسف پيامبر(ع) براي نجات بني‌اسرائيل مأموريت يابد، اندکي پيش از آن بحراني دامن مصريان را گرفت و در پي وفور نعمت، تجربة خشکسالي عجيبي را نمودند. اين قحطي چنان وسيع و شديد بود که بانوي ثروتمندي چون زليخا به فقر و گدايي مي‌افتد.1 بنا بر آنچه از پيش‌گويي‌ها بر مي‌آيد پيش از آمدن منجي جهاني و آخرين نجات بخشي الهي نيز، جهان دچار قحطي و خشکسالي فراگير و شديدي مي‌شود. شايد قرار است خداوند همگان را دچار اضطراري کند که از صميم دل، آمدن منجي را طلب کنند و از هر که غير اوست دل بکنند.
با نگاهي گذرا و سريع در «انجيل»، برخي از پيش‌گويي‌ها دربارة قحطي آخرالزّمان را چنين مي‌توان يافت:
خداوند روزهاي صالحان را مي‌داند و ميراث ايشان ابدي خواهد بود ٭ در زمان «بلا» خجل نخواهند شد و در ايّام قحطي سير خواهند بود؛2 زيرا که وقوع اين همه لازم است، ليکن انتها هنوز نيست، زيرا قومي با قومي و مملکتي با مملکتي مقاومت خواهند نمود و قحطي‌ها و وباها و زلزله‌ها در جاي‌ها پديد آيد.3
آنگاه عيسي(ع) در جواب ايشان سخن آغاز کرد که: زنهار! کسي شما را گمراه نکند. زيرا که بسياري به نام من آمده، خواهند گفت که: من هستم و بسياري را گمراه خواهند نمود. امّا چون جنگ‌ها و اخبار جنگ‌ها را بشنويد، مضطرب مشويد؛ زيرا که وقوع اين حوادث ضروري است. ليکن انتها هنوز نيست؛ زيرا که اُمّتي بر اُمّتي و مملکتي بر مملکتي خواهند برخاست و زلزله‌ها در جاي‌ها حادث خواهد شد و قحطي‌ها و اغتشاش‌ها پديد مي‌آيد و اينها ابتداي دردهاي زه مي‌باشد، ليکن شما از براي خود احتياط کنيد... ولي از آن روز و ساعت غير از پدر هيچ کس اطّلاع ندارد نه فرشتگان آسمان و نه پسر هم. پس بر حذر و بيدار شده دعا کنيد؛ زيرا نمي‌دانيد که آن وقت کي مي‌شود.4
تصوّري که ما از قحطي داريم همراه با خشکسالي و بي آبي است، امّا واقعيت اين است که با تحوّلات دورة جديد، حتّي مفهوم قحطي نيز دچار تغيير شده است. براي اينکه بدانيم به راستي آيا ما در دورة افزايش قحطي و گرسنگي به سر مي‌بريم يا خير نقل اين صحبت لستربرون، مدير مجمع انديشمندان «واشنگتن»، خالي از لطف نيست. وي مي‌گويد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در90/11/04ساعت 17:27توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

                             لزوم احتیاج به امام زمان (عج) در کلام امام رضا (علیه السّلام)

۱- نیاز تشریعی
الف – امام زمان،یا نظام دین الهی
از دیدگاه امام رضا(ع)،امام زمان به عنوان نظام دین،و تنها عامل پیاده کننده ی قوانین نجات بخش و مترقّی اسلام معرّفی شده است.آن حضرت می فرماید:«بدون تردید،امامت مهار دین،و نظام مسلمین و عامل اصلاح دنیای مردم،و سبب عزّت و سربلندی اهل ایمان است»۱.

حضرت علی(ع) در تعریف دقیق «نظام» فرموده است:«زمامدار،رشته ای است که دانه های پراکنده ی یک جامعه را تحت نظام ویژه ای در می آورد،و آنها را جمع کرده،ارتباط می بخشد.وقتی این نخ پاره شود،دانه ها پراکنده می شوند،و هر یک به سویی می روند،و پس از آن هیچ گاه به صورت اوّل فراهم نمی گردند»۲.

بنابر آنچه یاد شد:«نظام عبارت است از رشته ای که پراکنده گیها را منسجم می کند،و در یک مسیر برای هدف قرار می دهد».

ب – راهنمای گم گشتگان
آفریدگار حکیم برای تعالی و تکامل انسانها قوانین تشریعی وضع فرموده،این قوانین متوجّه همه ی مصالح و جهات بشری است.بدون تردید تنها کسانی که می توانند قوانین الهی را برای ما تفسیر و تبین کنند پیشوایان الهی هستند.و مردم برای تنظیم دنیا و آخرت خود باید از آن بزرگواران یاری بجویند.زیرا آنان چراغهای راهنمایی در دریاها و صحراها می مانند که گم گشتگان را به سوی خود می خوانند،و از فرو غلطیدن در گرداب جهل و بدبختی و فساد،و افتادن در پرتگاههای انحطاط،رهایی می بخشند.

«محمّد بن فضیل» از امام رضا(ع) درباره ی این آیه ی پرسش کرد:«فَاَمَنُوا باللهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّور الَّذی أنزَلنَا وَ اللهُ بمَا تَعمَلُونَ خَبیرٌ:پس به خدا و پیامبر او و آن نوری که ما فرو فرستادیم ایمان آورید»۳.امام در پاسخ فرمود:«مراد از نور در این آیه امام و پیشواست»۴.

همچنین آن حضرت در وصف «پیشوا» فرموده است:«امام ماه تابان،چراغ فروزان،نور درخشان و ستاره ای است راهنما در شدّت تاریکیها و رهگذر شهرها و کویرها و گرداب دریاها.امام آب گوارای هنگام تشنگی،راهبر به سوی هدایت و نجات بخش از هلاکت است.امام همچون آتش روشن بر فراز بلندیهای زمین(راهنما و روشنگر مردم) است.گرمی بخش کسانی است که به حرارت هدایت او گرما جویند.راهنمای خلق در پرتگاهها و  هلاکتهاست.هر که از او جدا شود به هلاکت رسد.

امام ابری است بارنده،بارانی است شتابنده،خورشیدی است فروزنده،آسمانی است سایه دهنده،زمینی است گسترده،چشمه ای است جوشنده،برکه و گلستان است.امام همدم و رفیق ،پدر مهربان،برادر برابر،مادر دلسوز به کودک،و پناه بندگان خدا در گرفتاریهای سخت است.

امام امین خدا در میان خلقش،حجّت او بر بندگانش،خلیفه او در بلادش،دعوت کننده به سوی او و دفاع کننده از حرمتهای اوست.امام از گناهان پاک و از عیبها بر کنار است.مخصوص به علم و به خویشتن داری،نشان دار است.

موجب نظام دین و عزّت مسلمانان و خشم منافقان و هلاک کافران است.امام یگانه ی زمان خویش است.کسی به همطرازی او نرسد،دانشمندی با او برابر نباشد،جایگزین و مانند و نظیر ندارد.تمام فضیلت را داراست،بی آن که خود در طلبش رفته،و به دست آورده باشد.بلکه امتیازی است که خدا به فضل و بخشش به او عنایت فرموده است»۵.

ج- حجّت و نماینده ی خداوند در روی زمین
خواجه نصیرالدین طوسی در کتاب تجرید العقاید درباره ی ولی عصر،می فرماید:«وجود مقدّس امام زمان(عج) چه ظاهر باشد،و چه در پس پرده ی غیبت،و از دیده ها پنهان،لطف۶است،و مایه ی برکت و نزول رحمت حق،و هرگاه از پرده ی غیبت به در آمده،و زمام امور را بدست گیرد،خود نعمتی دیگر است.ولی خودداری آن حضرت از ظهور و باقی ماندنش در پس پرده ی غیبت،به خاطر موانعی است که خود مردم به وجود آورده و آمادگی پذیرش وی را به تأخیر انداخته اند».

امام رضا(ع) از قول امام صادق(ع) فرمود:«حجّت خدا بر خلقش تمام نشود مگر به وجودِ امام،تا این که شناخته شود»۷.

۲- نیاز تکوینی
الف – حقّ بقا در دنیا
وجود مقدّس امام زمان(عج)،یک امر ضروری و حافظ نظام تکوین و متمّم آن است.زیرا بدون وجود آن بزرگوار،نظام تکوین ناقص خواهد ماند.در حالی که فیض کامل از طرف ذات اقدس الهی در هر عصر و زمان،جاری است تا نقصی در مبدأ فیّاض لازم نیاید،هر چند بشر آماده استفاضه نشده باشد.

«محمّد بن فضیل» گوید:از امام رضا(ع) سؤال کردم:«آیا زمین بدون وجود امام باقی می ماند؟»
حضرت در پاسخ فرمودند:«نه»
گفتم:«برای ما از امام صادق(ع) روایت شده که زمین خالی از وجود امام نمی شود مگر این که خدای تعالی بر اهل زمین یا بر بندگان خشم گیرد».
حضرت فرمود:«نه»،(زمین بی امام نمی شود)
«اگر امام نباشد،زمین فرو خواهد رفت»۸.

«سلیمان بن جعفری» گوید:
از امام رضا (ع) پرسیدم:«آیا زمین از حجّت خالی خواهد ماند؟»
حضرت فرمود:«اگر به قدر و میزان یک چشم بر هم نهادن،زمین از حجّت خدا خالی بماند،به یقین ساکنان خود را فرو بلعد»۹.

ب – ترسیم هدف آفرینش
همان گونه که خورشید با اشعّه ی تابناک خود،به موجودات روی زمین جان و حیات می بخشد،نقش امام در حیات معنوی نیز چنین است.اصولاً در صحنه ی آفرینش قبول زندگی اجتماعی بدون جدایی از رهبری راستین امکان پذیر نیست چرا که وجود پیشواست که تمام برنامه های دینی (اعمّ از حکومت به معنای وسیع کلمه)،اجرای حدود و احکام خدا و عدالت اجتماعی و تربیت و تزکیه ی نفوس را به انجام می رساند،و انسانها را از تاریکیها به سوی نور رهنمون می گرداند.

امام رضا(ع) فرموده است:«ما حجّتهای خداییم میان خلق او و جانشینان اوییم در بین بندگانش و امین اسرار او هستیم.ما کلمه ی تقوا،و عروةُ الوثقی هستیم.ما گواهان الهی و نشانه های او در آفریدگان اوییم.به وسیله ی ما خدا آسمان و زمین را نگاه می دارد تا خطا نرود.

برای ماست که باران فرود می آید و رحمت نازل می گردد.زمین از سرپرستی ما خالی نیست که یا آشکار است و یا پنهان.اگر یک روز بی حجّت باشد اهل خود را در زیر موج گیرد،چنان که دریا،اهل خود را در زیر موج گیرد»۱۰.

امام هشتم(ع) با بیانی قاطع،جاهل به مقام شامخ امامت را،منکر امامت،و غیر منتظر را در صفّ مردگان جاهلیّت که از نعمت آشنایی با مکتب الهی محروم بوده اند،قرار داده و فرموده است:«هر کس بمیرد و او را امام و رهبری نباشد،به مرگ جاهلیّت مرده است»۱۱.

پی نوشت ها:

۱- اصول کافی،جلد ۲،ص ۳۰۰٫

۲- نهج البلاغه،خطبه ی ۱۴۶،شرح نهج البلاغه «ابن ابی الحدید»،جلد ۹،ص ۹۵٫
۳- سوره تغابن ،آیه ۸٫
۴- تفسیر نور الثقلین،جلد ۵،ص ۳۴۱٫
۵- کافی ، جلد ۱،ص ۲۰۰-۲۰۱٫
۶- لطف در اصطلاح دانشمندان عقاید و کلام،کلّیّه ی اسباب و وسایلی است که از طرف خداوند برای هدایت انسان و نزدیک ساختن او به سعادت و اطاعت فرمان خدا،فراهم می گردد.لطف ممکن است تشریعی باشد مانند فرستادن پیامبر و امام (علیهم السّلام).و یا تکوینی مانند نیروهای مختلفی که خداوند به ما عنایت فرموده و ما را در راه نیکبختی کمک می کند.
۷- اصول کافی،جلد ۱،ص ۱۷۷٫
۸- اصول کافی،جلد ۱،ص ۱۷۹٫
۹- اصول کافی،جلد ۱،ص ۴۱۸٫
۱۰- کمال الدّین،جلد ۱،باب ۲۲،ص ۳۰۸٫

۱۱- بحار الانوار،جلد ۲۳،ص ۷۸٫

منبع : مهدی منتظر یا ناموس اعظم حق در کلام امام هشتم علیهم السلام – محسن کتابچی .


+ نوشته شده در90/11/04ساعت 1:52توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

                             امام رضا(ع)؛ محور اصلی اتصال شيعه به امامت منجی آخرالزمان

امام رضا(ع) محور اصلی اتصال و اعتقاد مبارك شيعه اثنی‌عشری به امامت منجی آخرالزمان می‌باشند و بدون اعتقاد به آن حضرت اين اتصال ممكن نخواهد بود.
حجت‌الاسلام قنبری‌راد، كارشناس مسائل دينی

حجت‌الاسلام وحيد قنبری‌راد، كارشناس مسائل دينی در گفت‌و‌گو با خبرگزاری قرانی ايران(ايكنا) شعبه زنجان، گفت: آخرين روز از ماه صفر سالروز شهادت جانسوز امام علی‌بن موسی‌الرضا(ع)می‌باشد در اين روز شيعيان خالص، در سوگ آن حضرت به عزا نشسته و در ماتم غربت آن امام همام بر سر و سينه می‌زنند.

وی افزود: ايشان در سن 35 سالگی عهده‌دار مسئوليت امامت و رهبری شيعيان شد و حيات ايشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی كه سختی‌ها و رنج بسياری را بر امام روا داشتند و سرانجام مأمون عباسی ايشان را در سن 55 سالگی به شهادت رساند.

اين مقام مسئول تصريح كرد: نام مبارك ايشان «علی» و كنيه آن حضرت «ابوالحسن» و مشهورترين لقب ايشان «رضا» به معنای «خشنودی» می‌باشد. امام محمد تقی(ع) امام نهم و فرزند ايشان سبب ناميده شدن آن حضرت به اين لقب را اين‌گونه نقل می‌فرمايند: «خداوند او را رضا لقب نهاد زيرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمين از او خشنود بوده‌اند و ايشان را برای امامت پسنديده‌اند و همين‌طور - به خاطر خلق و خوی نيكوی امام - هم دوستان و نزديكان و هم دشمنان از ايشان راضی و خشنود بود‌ند.»

اين مدرس حوزه علميه ابراز كرد: يكی از القاب مشهور حضرت «عالم آل محمد» است. اين لقب نشانگر ظهور علم و دانش ايشان می‌باشد. جلسات مناظره متعددی كه امام با دانشمندان بزرگ عصر خويش، به‌ويژه علمای اديان مختلف انجام داد و در همه آنها با سربلندی تمام بيرون آمد دليل كوچكی بر اين سخن است.

حجت‌لاسلام قنبری‌راد، ادامه داد: امامت و وصايت حضرت‌رضا (ع) بارها توسط پدر بزرگوار و اجداد طاهرينشان و رسول اكرم (ص) اعلام شده بود. به‌خصوص امام كاظم (ع) بارها در حضور مردم، ايشان را به عنوان وصی و امام بعد از خويش معرفی كرده بودند كه به نمونه‌ای از آنها اشاره می‌نماييم.

معاون پژوهشی حوزه علميه مسجد جامع زنجان تصريح كرد: يكی از ياران امام موسی كاظم (ع) می‌گويد: «ما شصت نفر بوديم كه موسی‌بن‌جعفر به جمع ما وارد شد و دست فرزندش علی در دست او بود. فرمود: «آيا می‌دانيد من كيستم؟» گفتم: «تو آقا و بزرگ ما هستی.» فرمود: «نام و لقب من را بگوييد.» گفتم: «شما موسی‌بن جعفر‌بن محمد هستيد.» فرمود: «اين‌كه با من است كيست؟» گفتم: «علی‌بن موسی‌بن جعفر.» فرمود: «پس شهادت دهيد او در زندگانی من وكيل من است و بعد از مرگ من وصی من می‌باشد.»

وی ابراز كرد: در حديث مشهوری نيز كه جابر از قول نبى ‌اكرم نقل می‌كند امام رضا (ع) به عنوان هشتمين امام و وصی پيامبر معرفی شده‌اند. امام صادق (ع) نيز مكرر به امام كاظم می‌فرمودند كه «عالم‌ آل محمد از فرزندان تو است و او وصی بعد از تو می‌باشد.»

اين مدرس دانشگاه يادآور شد: مدت امامت امام هشتم در حدود بيست سال بود كه می‌توان آن را به سه بخش جداگانه تقسيم كرد: ده سال اول امامت آن حضرت، كه همزمان بود با زمامداری هارون، پنج سال بعد از‌ آن كه مقارن با خلافت امين بود، پنج سال آخر امامت آن بزرگوار كه مصادف با خلافت مأمون و تسلط او بر قلمرو اسلامی آن روز بود.

حجت‌الاسلام قنبری‌راد با بيان اين‌كه مدتی از روزگار زندگانی امام رضا (ع) همزمان با خلافت هارون الرشيد بود، اظهار كرد: در اين زمان است كه مصيبت دردناك شهادت پدر بزرگوارشان و ديگر مصيبت‌های اسفبار برای علويان واقع شده است.

وی گفت: بعد از وفات هارون فرزندش امين به خلافت رسيد. در اين زمان به علت مرگ هارون ضعف و تزلزل بر حكومت سايه افكنده بود و اين تزلزل و غرق بودن امين در فساد و تباهی باعث شده بود كه او و دستگاه حكومت، از توجه به سوی امام و پيگيری امر ايشان بازمانند. از اين رو می‌توانيم اين دوره را در زندگی امام دوران آرامش بناميم.

اين پژوهشگر دينی تصريح كرد: اما سرانجام مأمون عباسی توانست برادر خود امين را شكست داده و او را به قتل برساند و لباس قدرت را به تن نمايد و توانسته بود با سركوب شورشيان فرمان خود را در اطراف و اكناف مملكت اسلامی جاری كند.

وی ادامه داد: اما خطری كه حكومت او را تهديد می‌كرد علويان بودند كه بعد از قرنی تحمل شكنجه و قتل و غارت، اكنون با استفاده از فرصت دو دستگی در خلافت، هر يك به عناوين مختلف در خفا و آشكار عَلم مخالفت با مأمون را برافراشته و خواهان براندازی حكومت عباسی بودند؛ به علاوه آنان در جلب توجه افكار عمومی مسلمين به سوی خود، و كسب حمايت آنها موفق گرديده بودند و دليل آشكار بر اين مدعا اين است كه هر جا علويان بر ضد حكومت عباسيان قيام و شورش می‌كردند، انبوه مردم از هر طبقه دعوت آنان را اجابت كرده و به ياری آنها بر می‌خواستند

اين مدرس دانشگاه اظهار كرد: بنابراين مأمون با مشورت وزير خود فضل‌بن سهل تصميم گرفت تا دست به خدعه‌ای بزند. او تصميم گرفت تا خلافت را به امام پيشنهاد دهد و خود از خلافت به نفع امام كناره‌گيری كند، زيرا حساب می‌كرد نتيجه از دو حال بيرون نيست، يا امام می‌پذيرد و يا نمی‌پذيرد و در هر دو حال برای خود او و خلافت عباسيان، پيروزی است. زيرا اگر بپذيرد ناگزير، بنابر شرطی كه مأمون قرار می‌داد ولايت عهدی آن حضرت را خواهد داشت و همين امر مشروعيت خلافت او را پس از امام نزد تمامی گروه‌ها و فرقه‌های مسلمانان تضمين می‌كرد.

معاون پژهشی حوزه علميه مسجد جامع زنجان، تصريح كرد: مأمون با ارسال هيأتی به مدينه، امام رضا را به اجبار به مرو آورد و چون حضرت رضا (ع) وارد مرو شدند، مأمون از ايشان استقبال شايانی كرد و در مجلسی كه همه اركان دولت حضور داشتند.

وی متذكر شد:‌حضرت در پاسخ فرمودند: «اگر خلافت را خدا برای تو قرار داده جايز نيست كه به ديگری ببخشی و اگر خلافت از آن تو نيست، تو چه اختياری داری كه به ديگری تفويض نمايی.» مأمون بر خواسته خود پافشاری كرد و بر امام اصرار ورزيد. اما امام فرمودند:‌ «هرگز قبول نخواهم كرد.» وقتی مأمون مأيوس شد گفت: «پس ولايت عهدی را قبول كن تا بعد از من شما خليفه و جانشين من باشيد.» اين اصرار مأمون و انكار امام تا دو ماه طول كشيد و حضرت قبول نمی‌فرمودند و می‌گفتند: «از پدرانم شنيدم، من قبل از تو از دنيا خواهم رفت و مرا با زهر شهيد خواهند كرد و بر من ملائك زمين و آسمان خواهند گريست و در وادی غربت در كنار هارون ‌الرشيد دفن خواهم شد.» اما مأمون بر اين امر پافشاری نمود تا آنجاكه مخفيانه و در مجلس خصوصی حضرت را تهديد به مرگ كرد. لذا حضرت فرمودند: «اينك كه مجبورم، قبول می‌كنم به شرط آنكه كسی را نصب يا عزل نكنم و رسمی را تغيير ندهم و سنتی را نشكنم و از دور بر بساط خلافت نظر داشته باشم.» مأمون با اين شرط راضی شد. پس از آن حضرت، دست را به سوی آسمان بلند كردند و فرمودند: «خداوندا! تو می‌دانی كه مرا به اكراه وادار نمودند و به اجبار اين امر را اختيار كردم؛ پس مرا مؤاخذه نكن همان گونه كه دو پيغمبر خود يوسف و دانيال را هنگام قبول ولايت پادشاهان زمان خود مؤاخذه نكردی. خداوندا، عهدی نيست جز عهد تو و ولايتی نيست مگر از جانب تو، پس به من توفيق ده كه دين تو را برپا دارم و سنت پيامبر تو را زنده نگاه دارم. همانا كه تو نيكو مولا و نيكو ياوری هستی.»

وی خاطر‌نشان كرد: در اين مدت، مأمون كه هميشه كينه حضرت را در دل می‌پروراند، با سياست‌های زيركانه و منافقانه‌خود، موجب آزار امام می‌شد و گاه و بيگاه اموری را برخلاف شروط اوليه به امام رضا تحميل می‌كرد، كه درخواست اقامه ی نماز عيد فطر از آن جمله است. حتی يك بار دستور داد غلامانش به خانه امام يورش ببرند و او را قطعه ‌قطعه كنند اما به لطف خداوند، امام از اين واقعه جان سالم به در برد.

وی اظهار كرد: يكی از سياست‌های مأمون برای شكستن ابهت و جلالت حضرت رضا(ع) برگزاری مجالس مياحثه با صاحبان اديان و مذاهب مختلف بود تا شايد در اين گيرودار، امام از جواب بعضی سؤالات، عاجز بماند و تقدس و عظمتش شكسته شود.

حجت‌الاسلام قنبری‌راد، اظهار كرد: از آن‌جا كه سياست‌های مامون نتوانست جايگاه امام را كم‌رنگ كند و هر روز بر محبوبيت حضرت افزوده می‌شد تصيم به شهادت آن حضرت گرفت و با نيرنگی بی شرمانه آن حضرت را به شهادت رساند.

وی گفت: پيروان ائمه ی اطهار عمدتا راه را به خطا رفته و ايجاد شاخه‌های متعدد در مذهب شيعه می‌نمودند اما امام رضا(ع) با استفاده از فرصت‌های به دست آمده به نشر معارف شيعه اثنی عشری پرداختند تا آ ن‌جا كه معتقدين به مذهب شيعه دچار اختلاف نشده و ائمه بعد آن حضرت را يكی پس از ديگری به امامت شناختند.

اين مدرس دانشگاه و حوزه علميه در پايان تصريح كرد: امام رضا (ع) محور اصلی اتصال و اعتقاد مبارك شيعه اثنی‌عشری به امامت منجی آخر الزمان می‌باشند و بدون اعتقاد به آن حضرت اين اتصال ممكن نخواهد بود.


+ نوشته شده در90/11/04ساعت 0:51توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

                             دانلود آهنگ”نامه به امام زمان”-احسان خواجه امیری

دانلود با حجم 860 کیلوبایت/فرمت:WMA

دلم انگاری گرفته                                                     قد بغض یا کریما
عصر جمعه توی ایوون                                               میشینم مثل قدیما
تو دلم میگم آقاجون                                                 تو مرادی من مریدم
من به اندازه وسعم                                                  طعم عشقتو چشیدم
کاشکی از قطره اشکت                                             کمی آبرو بگیرم
یعنی تو چشمه چشمات                                          با نگات وضو بگیرم
برای لحظه دیدار                                                      از قدیما نقشه داشتم
یه دونه هدیه ناچیز                                                   واسه توکنار گذاشتم
یادمه یکی بهم گفت                                                هرکی تنهاست توی دنیا
یه دونه نامه خوش خط                                             بنویسه واسه آقا
کاغذ نامه رو بعدش                                                  توی رودخونه بریزه
بنویسه واسه مولاش                                               خاطرت خیلی عزیزه


+ نوشته شده در90/10/30ساعت 1:25توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

                             دانلود دو نرم افزار مذهبی

- دانلود نرم افزار مذهبی نورالجنان (ویرایش 1.3)

برای رایانه ، باحجم 570MB و برای تمام ویندوز ها

 

2- دانلود نرم افزار مذهبی نورالانوار 2 (ویرایش 2.3)

برای رایانه ، باحجم 500MB و برای تمام ویندوز ها
فایل ها با پسورد www.softgozar.com می باشند.
برای آشنایی بیشتر به ادامه مطلب رجوع کنید.

توضیحات نرم افزار نورالانوار 2 (ویرایش 2.3)

دانلود نخستین دائرة المعارف چند رسانه ای قرآن کریم

بالاخره مرکز تحقیقات رایانه ای علوم اسلامی نرم افزار قرآنی فوق العاده نورالانوار 2 را رایگان کرد و سافت گذر نیز آن را با لینک مستقیم رایگان به شما ارائه می کند. از کاربری که خبر رایگان شدن این نرم افزار را به ما دادند تشکر می کنیم.

محتوای نرم افزار:

١- دائرة المعارف قرآن کریم

نمایش متن قرآن با خط زیباى عثمان طه (مصحف مدنیه) و قرآن رایج (نیریزى) با اعراب

امکان تغییر اندازه خطوط آیات و تفاسیر
ـ جستجو
امکان جستجو در قرآن از طریق مشتق و ریشه
جستجوى کلمات هم‏خانواده
دامنه جستجو
ـ ترجمه و تفسیر
نمایش 4 ترجمه فارسى،3ترجمه انگلیسى و...
نمایش تفسیر آیه انتخابى از تفاسیر المیزان (عربى/فارسى)،تفسیر نمونه، تفسیر مجمع البیان و تفسیر شبر
ـ اطلاعات تفسیرى
ارایه روایات تفسیرى،روایات مرتبط با آیات،فضیلت و شأن نزول سور و آیات از 9 تفسیر معروف
ـ عکس و فیلم
نمایش تصاویر و فیلم‏هاى مرتبط با آیات (397 قطعه)

٢ـ کتابخانه تفاسیر

ـ نمایش و جستجو

نمایش متن 9 تفسیر، تفسیر المیزان (عربى/فارسى)، تفسیر نمونه، مجمع البیان، تفسیر قمى، تفسیر عیاشى، تفسیر منسوب به امام حسن عسکرى علیه السلام، تفسیر شبر و کتاب شواهد التنزیل
جستجو در کلمات و عبارات این تفاسیر با امکان انتخاب دامنه
ـ کتابشناسى
ارایه چندین مقاله تحقیقى در باره برخى تفاسیر و مفسران 

3ـ قرائت (ترتیل)

دو دوره قرائت کامل قرآن با صداى استاد منشاوى و استاد شهریار پرهیزکار

سهولت در انتخاب جزء، حزب

امکان تکرار قرائت هر آیه تا 5 بار براى تصحیح قرائت و حفط قرآن

4ـ نگارخانه

نمایش دهها تصویر و نمایش 7 قطعه فیلم متناسب با آیات

فهرست اعلام موجود در شأن نزولها

ارایه آیات همراه با مدرک تفسیرى ارتباط اعلام با آیات

5ـ امکانات عمومى برنامه

1ـ چاپ آیات قرآن با رسم الخط عثمان طه و تمامى اطلاعات در اندازه‏ى دلخواه

2ـ امکان انتقال اطلاعات به یادداشت

3ـ راهنماى برنامه به سه زبان فارسى، عربى و انگلیسى

4ـ ارایه توضیحات و راهنماى برنامه به زبان فارسى، عربى و انگلیسى

‏5ـ ارایه دو محیط متفاوت براى کاربران با حفظ تمامى اطلاعات


نکات:

1- این نسخه رایگان است. برای فعالسازی سریالی در داخل فایل Serial.txt قرار گرفته است.

2- این نسخه با ویندوز 7 سازگار است.

3- برنامه با لینک مستقیم بدون محدودیت و پرسرعت و با حداکثر فشرده سازی قرار داده شده است.

4- برای کسانی که امکان دانلود ندارند قیمت بسیار پایین برای خرید در نظر گرفته شده است.



---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

توضیحات نرم افزار نورالجنان (ویرایش 1.3)

دانلود نخستین نیایش ‏نامه چند رسانه‏ اى جهان اسلام‏

بالاخره مرکز تحقیقات رایانه ای علوم اسلامی نرم افزار مفاتیح الجنان ف.ق العاده یعنی نورالجنان را رایگان کرد و سافت گذر نیز آن را با لینک مستقیم رایگان به شما ارائه می کند. از کاربری که خبر رایگان شدن این نرم افزار را به ما دادند تشکر می کنیم.

امکانات برنامه‏:

توانمندی هاى برنامه نورالجنان در چند بخش مهم و کارآمد با قابلیت هاى گوناگون در دسترس کاربر قرار دارد. اساسى‏ ترین امکانات این برنامه از قرار ذیل مى ‏باشد:

1. ادعیه و اعمال‏

یکى از مهم‌ترین قسمت هاى برنامه، بخش ادعیه و اعمال است که شامل چند امکان اصلى است:

•· فهرست ها

در کنار فهرست جداگانه صحیفه سجادیه و مفاتیح الجنان، فهرست جامعى از دعاها، زیارت ها و اعمال مستحبىِ برگرفته از این دو کتاب ارزشمند به همراه نمایش متن و امکان استفاده از صوت، ارائه شده است. به وسیله گزینه «فهرست جامع» می‌توان متن دعاى انتخاب ‏شده را در دفترچه دعا ذخیره نمود.

•· زیارات

در بخش «زیارات» متن زیارت هاى موجود در مفاتیح الجنان عرضه مى ‏گردد؛ به طورى که با تقه ماوس روى نام هر یک از حضرات معصومین‏(ع)، فهرستى از دعاها و زیارات هر معصوم‏(ع) به صورت جداگانه در اختیار شما قرار مى‏ گیرد. علاوه بر این، برخى از آداب زیارات را مى ‏توان در قسمت «مقدمات» ملاحظه نمود. مشاهده فهرست اعمال مربوط به زیارت امامزادگان و برخى شخصیت هاى مذهبى، از طریق گزینه «اولیاء الله» امکان ‏پذیر است.

•· اعمال هفته

در این صفحه، فهرست اعمال و اذکار وارده براى هر یک از روزهاى هفته و نیز فهرست اختصاصى اعمال مستحب در شب و روز جمعه عرضه شده است. کاربر با انتخاب هر روز هفته به ابتداى اعمال آن روز منتقل مى‏ گردد.

•· نماز و تعقیبات

در این قسمت، فهرستى از نمازهاى مستحبى به همراه کیفیت اقامه نمازها ارائه شده است که به محض وارد کردن نام هر نماز در خط ورود، قابل دستیابی خواهد بود. همچنین، تعقیبات مشترک و مختص نمازهاى واجب یومیه در پنجره جداگانه ‏اى در اختیار کاربر قرار داده شده است.

•· اعمال ماه ها

اعمال و آداب روزها و ماه ها به طور جداگانه در این بخش ارائه گردیده است و گزینه‏ اى نیز به منظور نمایش موضوعى اعمال مستحبى در مناسبت ها و روزهاى خاص (ایام الله) در نظر گرفته شده است. ضمن اینکه امکان دستیابى به فهرست اعمال مشترک برخى از ماه هاى فعال برنامه در دسترس کاربر قرار دارد.

•· نمایش متن

امکان مشاهده متن دعاى انتخاب‏ شده به همراه قرائت کامل دعاهاى مفاتیح الجنان و صحیفه سجادیه در این گزینه گنجانده شده است. قابلیت تکرار، ترجمه ادعیه به زبان فارسى و نیز نمایش دعاها به شکل ویژه با طراحى و گرافیک بسیار زیبا، در بخش نمایش متن وجود دارد. گفتنی است که سه ترجمه فارسی و یک ترجمه انگلیسی از صحیفه سجادیه به همراه آوانِگارى‏ ادعیه آن در این برنامه ارائه شده است. افزون بر این، در نسخه سه‌زبانه نور الجنان، بیان ها و ادعیه مفاتیح الجنان به زبان انگلیسی ارائه شده‌اند.

همچنین، کاربر می‌ تواند به متن کامل کتاب ریاض السالکین که شرح و تفسیر کامل صحیفه سجادیه را ارائه نموده، دسترسی داشته باشد.

2. کتابخانه‏

در این بخش، مهم‌ترین کتاب هاى اسلامى در زمینه ادعیه و اخلاق همراه با امکاناتى مانند لغت ‏نامه ارائه گردیده است. قسمت هاى مختلف «کتابخانه» عبارت‌اند از:

•· نمایش

نمایش متن 63 کتاب در زمینه منابع ادعیه، ترجمه و شرح و تفسیر دعاها، فلسفه دعا و نیز کتاب هاى اخلاقى و عرفانى همچون کتب معنوى امام خمینى‏‌(ره) در این قسمت عرضه شده است. یکى از امکانات بخش نمایش، «کتاب‌نامه» مى ‏باشد که شامل کتاب‏ شناسى، نسخه‏ شناسى و زندگى‏ نامه مؤلفان است. افزون بر این، انتخاب دامنه ‏هاى مختلف کتاب ها بر اساس مآخذ ادعیه، ترجمه و شرح، اخلاق و فلسفه دعا کاربر را در تعیین محدوده پژوهش یارى رسانده و حوزه تحقیق را تا سطح قابل توجهى وسعت می‌بخشد.

ارائه فهرست کتاب ها به ترتیب حروف الفبا و بر اساس نام مؤلف، از جمله قابلیت هاى این قسمت مى‏ باشد. ضمن اینکه براى پژوهش در کتب برنامه، امکانات متنوع پژوهشى مانند: حاشیه‏ نویسى، رنگى کردن متن، نمایه‏ زنى و علامت ‏گذارى، در برنامه گنجانده شده است.

•· جستجو

با انتخاب این گزینه توانایی هاى مختلفى به منظور جستجوى الفاظ و عبارات به روش هاى گوناگون در اختیار پژوهشگر قرار مى‏ گیرد. انواع جستجوى پیشرفته در فهرست و متن کتاب ها با کمک عملگرهاى جستجو و نیز امکان فهرست‏ سازى از فهرست و متن کتب با استفاده از علائم عمومی (؟ و *) و انجام عملیات مختلف در فهرست هاى ایجاد شده، در این قسمت وجود دارد.

•· قرآن کریم

یکى از قابلیت هاى ویژه در این برنامه، ارائه متن قرآن کریم همراه با امکانات جستجوى واژه ‏ها و ریشه‏ ها در آن است. نمایش متن قرآن با امکان انتخاب آیه، سوره، جزء و حزب به هنگام فعال شدن گزینه «نمایش» دسترسى به تمام آیات قرآن را ممکن مى ‏سازد.

با تقه ماوس روى گزینه «جستجو» مى‏ توان از قابلیت جستجوهاى پیشرفته در الفاظ و عبارات قرآن و ریشه کلمات بهره مند شد. گفتنى است که فهرست آیات، مطابق ترتیب موجود در قرآن بوده و بر اساس حروف الفبا از ابتدا و از انتها نیز قابل تنظیم است.

•· لغت‏نامه

به هنگام استفاده از نور الجنان مى‏ توان از لغت ‏نامه نیز بهره ‏مند گردید. نمایش متن لغت‏نامه «مجمع البحرین» با امکان انتخاب ریشه و مشتق به کاربر کمک مى‏ کند تا از روش هاى مختلف به معانى لغات مورد نظر خود دست یابد.

•· کتب انگلیسى

در این قسمت از برنامه، ترجمه کامل صحیفه سجادیه و کتاب جهاد اکبر امام خمینى‏(س) به زبان انگلیسى نمایش داده شده و کاربر می‌تواند به جستجو در کلمات و عبارات دو ترجمه مذکور بپردازد.

3. اعمال امروز

با ورود به این صفحه، نمایش و قرائت ادعیه، اعمال و آداب مربوط به هر روز با توجه به تقویم رایانه به همراه امکان مشاهده متن اعمال و آداب روزهاى انتخابى در دسترس کاربر قرار دارد؛ به عنوان مثال، اگر کاربر در تاریخ برنامه، هفدهم ربیع الاوّل برابر با یکشنبه 27 فروردین ماه 1385 را وارد کند، به طور همزمان، آداب و اعمال مستحبى مربوط به میلاد فرخنده پیامبر گرامى اسلام‏(ص) و روز یکشنبه را مشاهده خواهد کرد.

در قسمت بالاى صفحه، تاریخِ جارى دستگاه بر اساس سه تقویم هجرى شمسى، هجرى قمرى و میلادى نمایش داده مى ‏شود که قابلیت تنظیم تاریخ قمرى و میلادى بر اساس تاریخ شمسى و نیز امکان تنظیم تقویم رایانه به طور مستقیم در برنامه وجود دارد.

4. نگارخانه‏

در بخش نگارخانه با انتخاب نام مبارک هر یک از چهارده معصوم‏(ع) و نیز گزینه «اولیاء الله»، ده ها تصویر دیدنى به همراه چند مولودى و مرثیه مرتبط با نام انتخابى ارائه مى‏ گردد. آنچه به جذابیت معنوى نورالجنان افزوده است، امکان استفاده از چندین مناجات دلنشین به همراه تصاویرى به صورت اسلاید مى‏ باشد که در واقع از جمله قسمت هاى دیدنى نگارخانه است.

5. امکانات عمومى‏

برنامه نورالجنان علاوه بر امکاناتى که در بخش هاى پیشین بیان شد، قابلیت هاى گوناگون دیگرى را نیز داراست؛ «امکان چاپ» تمامى اطلاعات و فهرست هاى انتخاب ‏شده و نیز توانایى چاپ متن دعاها، زیارت ها و کتاب ها در اندازه دلخواه، از جمله امکانات عمومى برنامه محسوب مى‏ گردد. از دیگر توانمندی هاى برنامه، امکان «انتقال اطلاعات به دفترچه یادداشت» جهت ویرایش، نگهدارى و چاپ مى‏ باشد.

در قسمت «امکانات برنامه» به منظور سهولت استفاده از برنامه، امکان انتخاب هر یک از هفت نوع صفحه‏ کلید رایج و هفت نوع قلم نمایش در دسترس کاربر قرار دارد. همچنین، به وسیله گزینه «مناجات» مى ‏توان به امکاناتى جهت تنظیم قلم و رنگ نمایش در دو بخش مناجات و نمایشِ ویژه دست یافت و یا براى نگهدارى و ذخیره پژوهش هاى شخصى، در قسمت «تحقیقات» مسیرى را براى خویش مشخص نمود. ضمن اینکه «امکان حذف» نمایه ‏ها، حاشیه‏ ها، رنگ متن ها و علامت هاى موجود در تمام کتب در این صفحه ایجاد شده است. فعال یا غیر فعال بودن زیرنویس ها، صداى کلیدها و زمان درنگ هر زیرنویس را مى‏ توان به وسیله گزینه «سایر تنظیمات» تعیین کرد.

با انتخاب گزینه «راهنما» در هر قسمت از برنامه، توضیحات مربوط به آن قسمت در اختیار کاربر قرار مى‏ گیرد.

ضمایم برنامه

ویرایشگر فارسى و لاتین «نور نگار» و برنامه «مبدّل نور»، در بخش ضمایم این نرم‏ افزار ارائه شده است.


نکات:

1- این نسخه رایگان است. برای فعالسازی سریالی در داخل فایل Serial.txt قرار گرفته است.

2- این نسخه با ویندوز 7 سازگار است.

3- برنامه با لینک مستقیم بدون محدودیت و پرسرعت و با حداکثر فشرده سازی قرار داده شده است.

4- برای کسانی که امکان دانلود ندارند قیمت بسیار پایین برای خرید در نظر گرفته شده است.


+ نوشته شده در90/10/29ساعت 23:38توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

                             شبكه‌های اجتماعی «منتظران» در كشور ايجاد می‌شود

معاون طرح و برنامه بنياد مهدی موعود(عج) كشور از ايجاد شبكه‌های اجتماعی «منتظران» در كشور خبرداد.

به نقل از مركز خبر حوزه، مسعود دريس، معاون طرح و برنامه بنياد مهدی موعود(عج) كشور با ذكر اين مطلب كه بنياد مهدی موعود(عج) كشور به دنبال ايجاد ظرفيت‌های فرهنگی جديد در بحث مهدويت است، اظهار كرد: نظام اسلامی ايران با رويكرد زمينه‌سازی ظهور شكل گرفته و دستگاه‌های فرهنگی كشور نيز می‌بايست در اين مسير همگام با اين آرمان بزرگ حركت كنند.

وی افزود: با توجه به فعاليت گسترده شبكه‌های اجتماعی در سراسر جهان و گستره تاثيرگذاری روزافزون اين شبكه‌ها در ميان مردم، می‌توان از اين فضا و ظرفيت در بحث‌های معرفتی و گسترش مباحث ارزشی و فرهنگی و به‌خصوص مهدوی استفاده كرد.

معاون طرح و برنامه بنياد مهدی موعود(عج) كشور با ذكر اين مطلب كه فعاليت در اين عرصه از بهترين نوع فعاليت‌های فرهنگی در كشور است، بيان كرد: با فعال كردن شبكه‌های اجتماعی هدفمند و منسجم در زمينه نشر و ترويج فرهنگ مهدويت، می‌توان مردم و به خصوص نسل جوان را با موضوعات پيرامون اين عرصه درگير كرد.

اين طلبه فعال در عرصه مهدويت گفت: شبكه‌های اجتماعی منتظرانه در استان‌های مختلف كشور تشكيل می‌شوند و گروه‌های تبليغی كه از قبل در استان‌ها به منظور مربی‌گری و تبليغ در بحث مهدويت طی سال‌های گذشته آموزش ديده‌اند، فعاليت جذب و آموزش را به عهده می‌گيرند.

آقای دريس خاطرنشان كرد: اين طرح در چهار استان قزوين، البرز، زنجان و همدان به عنوان نمونه و پايلوت اجرا می‌شود و بعد از مشاهده بازخوردها و نقاط ضعف و قوت آن در استان‌های ديگر كشور نيز به شكل هماهنگ به مرحله اجرا در می‌آيد.

وی گفت: در اين طرح فعالان و مبلغان مهدوی سعی می‌كنند در محل زندگی يا كار و تحصيل خود هسته‌های بيست تا سی نفره از مردم و جوانان را تشكيل دهند و افرادی به نام معين، به اين مبلغان در راه‌اندازی و ادامه فعاليت‌های اين هسته‌ها كمك می‌كنند.

معاون طرح و برنامه بنياد مهدی موعود(عج) كشور خاطرنشان كرد: هسته‌های مختلف منتظرانه در شهرها، هر هفته جلسات مستمر تشكيل می‌دهند و هر ماه يك جلسه عمومی ويژه هسته‌های فرهنگی در سطح شهر برگزار می‌شود.

وی گفت: برگزاری جلسات فصلی نيز از ديگر فعاليت‌هايی است كه در اين هسته‌ها صورت می‌گيرد كه در اين جلسات فصلی موضوعات كلی و مورد نظر بنياد از جمله احيای نيمه شعبان و نهم ربيع (آغاز امامت امام زمان(عج)) به بحث گذاشته می‌شود و راهكارهای ترويج اين مباحث بررسی می‌شود.


+ نوشته شده در90/10/29ساعت 23:32توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

                             جاهلیّت دوم در آخرالزّمان

«قرآن كریم» به وجود جاهلیّتی موسوم به جاهلیّت دوم، پس از جاهلیّت اوّل در بین عامّة مسلمانان اشاره می‌نماید، كه از علایم ظهور حضرت مهدی(ع) است. شواهد قرآنی بسیاری بر این موضوع تأكید دارند، كه از آن جمله می‌توان به آیات زیر اشاره نمود:

مبحث اوّل: دلایل وجود جاهلیّت دوم

«قرآن كریم» به وجود جاهلیّتی موسوم به جاهلیّت دوم، پس از جاهلیّت اوّل در بین عامّة مسلمانان اشاره می‌نماید، كه از علایم ظهور حضرت مهدی(ع) است. شواهد قرآنی بسیاری بر این موضوع تأكید دارند، كه از آن جمله می‌توان به آیات زیر اشاره نمود: «سپس بعد از آن اندوه و غم، خواب آرامش‌بخشی بر شما فرود آمد كه گروهی از شما را كه بر اثر پشیمانی، دست از فرار برداشته، به سوی پیامبر آمدید، فرو گرفت و گروهی دیگر كه حفظ جان‌هایشان، آنان را پریشان‌خاطر و غمگین كرده بود، دربارة خدا گمان ناحق و ناروا همچون گمان‌‌های جاهلیّت می‌بردند.»1
«در خانه‌هایتان قرار و آرام گیرید و مانند زنان دوران جاهلیّت پیشین خود را برای نامحرمان نیارایید و نماز به پا دارید و زكات بدهید و خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید.»2
«یاد كن هنگامی را كه كافران دل‌هایشان را از تعصّب و خشم شدید جاهلی آكنده كردند، پس خدا هم آرامش خود را بر پیامبرش و مؤمنان فرو فرستاد.»3


ادامه مطلب
+ نوشته شده در90/10/28ساعت 20:49توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

                             راه‌اندازی كتابخانه ديجيتال دانشگاه اديان و مذاهب

كتابخانه ديجيتال دانشگاه اديان و مذاهب، به‌عنوان نخستين كتابخانه‌ ديجيتال در اين حوزه به همت كتابخانه‌ تخصصی دانشگاه اديان و مذاهب راه‌اندازی شد.

  به نقل از پايگاه اينترنتی دانشگاه اديان و مذاهب، مهدی محمدی شجاعی، مدير كتابخانه تخصصی دانشگاه اديان و مذاهب در اين باره گفت: كتابخانه ديجيتال پديده جديدی در دنياست و به دهه اخير باز می‌گردد و در ايران پنج، شش سال است كه مورد توجه واقع شده و اكنون به اصطلاح با تب كتابخانه‌ ديجيتال روبرو هستيم.

محمدی با بيان اين‌كه كتابخانه‌ها و مراكز اسناد علاوه بر نگهداری اصل منابع خود، به دو دليل، نياز به نگهداری فرم ديجيتال شده آن‌ها را نيز دارند، افزود: دليل اول، گران‌بها بودن پاره‌ای از منابع كتابخانه می‌باشد كه محدوديت‌های زيادی را در استفاده از آن‌ها ايجاد می‌كند و كتابخانه‌ها می‌توانند با ارائه فرم رايانه‌ای آن‌ها مقدار قابل توجهی از نياز مراجعين را برطرف كنند. دليل دوم، نياز به دسترسی از راه دور (از طريق اينترنت) به منابع و مدارك می‌باشد كه جز با تبديل آن‌ها به فرم رايانه‌ای امكان‌پذير نيست.

وی در ادامه به بيان مراحل كارشناسی و راه‌اندازی كتابخانه ديجيتال دانشگاه اديان و مذاهب پرداخت و گفت: در شهريورماه امسال برنامه‌ نصب شد و در شبكه داخلی دانشگاه به شكل LAN مورد استفاده قرار گرفت و طی اين مدت اشكالات برنامه شناسايی و برطرف شد و در نهايت، نوزده دی‌ماه، هم‌زمان با هفته اهدای كتاب، به صورت نهايی برای استفاده همگان بر روی وب قرار گرفت.

مدير كتابخانه تخصصی دانشگاه اديان و مذاهب درباره تعداد كتاب‌های بارگزاری شده و نيز منبع تهيه آن‌ها گفت: در حال حاضر بيش از هشت هزار كتاب به زبان‌های فارسی، عربی و انگليسی، شامل كتاب‌ها و پايان‌نامه‌های دانشگاه و نيز كتاب‌های لاتين، در موضوعات گوناگون، مجموعه سازی ‌شده است.

وی يكی از مشكلات اين طرح را رعايت قانون كپی رايت در سطح بين‌المللی دانست و اظهار كرد: از آنجا كه كشور ما قانون كپی‌رايت را امضا نكرده است، ما هم نمی‌توانيم فعاليت‌های بين‌المللی‌مان را به صورت اصولی برنامه‌ريزی كنيم. در پايان‌نامه‌های دانشجويان هيچ مشكلی نداريم و دانشگاه به نوعی صاحب حقوق پايان نامه‌هاست. در زمينه‌ كتاب‌های فارسی نيز بايد با هماهنگی ناشران كتاب‌ها را در سايت قرار دهيم.

محمدی افزود: برای تهيه‌ فايل‌ها هزينه خاصی متحمل نشديم. امروزه همه‌ محققان برای خودشان آرشيوهای كوچك و بزرگی از منابع ديجيتال دارند. ما سعی كرديم اين فايل‌ها را جمع‌آوری، پالايش و دسته‌بندی كنيم. البته كار را تمام شده نمی‌دانيم و از دريافت فايل‌های جديد استقبال می‌كنيم. پژوهش‌گران با اهدای فايل‌هايشان می‌توانند مطمئن باشند كه هم ديگران می‌توانند از آرشيو استفاده كنند و هم اينكه اين اطلاعات ارزشمند در محيطی امن محفوظ خواهد ماند.

وی همچنين درباره نحوه استفاده مراجعان از منابع ديجيتال موجود گفت: ما مراجعه‌كنندگان را به دو دسته تقسيم كرده‌ايم: يك دسته كاربران اينترنتی هستند كه از بيرون دانشگاه وارد كتابخانه ديجيتال می‌شوند، اين افراد می‌توانند علاوه بر دسترسی به فهرست كتاب‌ها 20 صفحه اول هر منبع را ببينند و مطالعه كنند. كاربران اينترانتی دانشگاه، كه دسته دوم را تشكيل می‌دهند و شامل افرادی می‌شوند كه از داخل دانشگاه وارد كتابخانه ديجيتال می‌شوند می‌توانند تمام متن منبع را مشاهده و مطالعه كنند.


+ نوشته شده در90/10/25ساعت 23:45توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

                             كنگره «انتظار، مهدويت و فردای درخشان» برگزار می‌شود.


  كنگره علمی «انتظار،مهدويت و فردای درخشان» به همت بنياد تخصصی حضرت مهدی(عج) استان البرز، 10 اسفندماه سال جاری برگزار می‌شود.

اين كنگره در سه مقطع اساتيد و پژوهشگران، طلاب و دانشجويان، و دانش‌آموزان برگزار می‌شود.

  موضوعات فراخوان مقاله در مقطع اساتيد و پژوهشگران عبارت است از: مهدويت و حكومت دينی، تأثير آموزه مهدويت بر رفتار سياسی كارگزاران، حكومت ولايی و زمينه‌سازی ظهور، جايگاه آموزه‌های مهدويت در جهت‌دهی بيداری اسلامی، مهدويت در عرفان و كلام اسلامی، ادله عقلی و نقلی اثبات امام عصر(عج)، كلام جديد و مهدويت، جايگاه امام مهدی(عج) در عرفان نظری و عملی، اثبات وجود فعلی امام عصر(عج)، مهدويت و فرقه‌های انحرافی، اومانيسم و انديشه مهدويت، انحراف در مهدويت پيشينه، علل و آثار.

همچنين مهدويت، اديان و مكاتب، جايگاه عدالت در آموزه‌های اديان و مذاهب، پايان تاريخ از ديدگاه اديان و مذاهب، موعود و منجی در اديان و مذاهب، مهدويت و متون اسلامی، آينده جهان از منظر قرآن، مهدويت و آخر‌الزمان، روش‌شناسی دفاع از حريم مهدويت در فتنه آخرالزمان، آثار و پيامدهای فيلم‌های ضد مهدويت، آخرالزمان در نگاه مكتب صهيونيزم جهانی از محور‌های فراخوان مقاله در مقطع دانشجويان و طلاب است.

محورهای فراخوان در مقطع دانش‌آموزان (دبيرستان) عبارت است از: آثار و بركات انتظار، آثار معنوی و تربيتی انتظار، نقش انتظار در ايجاد اميد و نشاط در جوانان، نقش اعتقاد به منجی در سلامت جوانان، جوانان؛ مهدويت و انتظار، جوان و جايگاه نماز و دعا در جامعه منتظر، جوانان از مهدی‌باوری تا مهدی‌ياوری، نقش و جايگاه جوانان در حكومت مهدوی، جوانان و زندگی مهدی‌پسند.

بنا بر اين گزارش علاقه‌مندان می‌توانند آثار خود را تا ۱۵بهمن ۹۰ به بنياد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج) استان البرز واقع در كرج، ميدان مادر، به سمت سه راه گوهردشت، نبش ابوريحان غربی، پلاك 82 ارسال كنند.


+ نوشته شده در90/10/25ساعت 23:34توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

                             طرح «مهدی ياوران» در فرهنگسرای انتظار مشهد آغاز به كار كرد.

طرح «مهدی ياوران» در فرهنگسرای انتظار مشهد با حضور حجت الاسلام «پور سيد آقايی» آغاز به كار كرد.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه خراسان رضوی، افتتاحيه طرح «مهدی ياوران» از جمله طرح های فاز دوم مسجد ما در فرهنگسرای انتظار مشهد، شب گذشته 22 دی ماه با حضور حجت الاسلام و المسلمين «مسعود پورسيد آقايی»، مدير موسسه آينده روشن قم در تالار اجتماعات فرهنگسرای انتظار مشهد برگزار شد.

در اين مراسم حجت الاسلام «محمد فخراكبری»، مدير فرهنگسرای انتظار مشهد، مبحث مغفول مانده فرهنگ انتظار و كاركردهای اجتماعی آن را رويكرد فرهنگسرای انتظار عنوان كرد و افزود: به جهت فعال سازی اين مهم و فرهنگسازی حوزه مهدويت در جامعه با انتخاب اساتيدی هدفمند به اجرای طرح «مهدی ياوران» در بين جوانان مسجدی پرداختيم.

وی تصريح كرد: گروه های هميار با عنوان مهدی ياوران مجموعه ای از افراد، گروه ها، تشكل ها و سمن ها هستند كه دست در هم در جهت اعتلای فرهنگ انتظار به فعاليت می پردازند.

در ادامه حجت الاسلام والمسلمين «مسعود پورسيد آقايی»، مدير موسسه آينده روشن قم به طرح موضوع ويژه پژوهشگران و مخاطبين در حوزه مهدويت پرداخت و اذعان كرد: در رويكرد اعتقادی بر اساس حديث متواتر «هركس امام زمان خويش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است» لذا مهدويت رمز هويت شيعيان است.

وی تصريح كرد: با توجه به آيات و رويات اهميت بر ميزان اين مسئله بسيار است اما متاسفانه تاكنون برای بسياری حتی برای بعضی مسئولين نظام، فيلمسازان، هنرمندان و... شكافته نشده است.

مدير موسسه آينده روشن قم با تاكيد بر اضطرار به حجت ادامه داد: وقتی جامعه ای بپذيرد علاوه بر عقل و وحی نيازمند حامل وحی(پيامبر) و بعد از آن كسی كه دارای ويژگی هايی همانند ايشان باشد، است و اين نياز همانند نيازهای اوليه(آب، هوا) جايگزين ندارد، مضطر به حجت می شود.

حجت الاسلام والمسلمين پورسيد آقايی افزود: مضطر به حجت شدن همانند فرد تشنه ای است كه اگر از آب هم فاصله داشته باشد برای رسيدن به آب تلاش می كند، لذا اگر جامعه احساس كند شديدترين نياز او نياز به امام زمان(ع) است، خود مسائل را پيگيری می كنند.


+ نوشته شده در90/10/23ساعت 21:59توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

                             سلام بر حســــین و اربعین حســـــین




اربعين از رازهاي هستي است و اربعين حسين (ع) روز بسط لطف اوست بر پيروان و دوستدارانش. و در مقام حسين (ع) همين بس كه در زيارت اربعينش خطاب به جدشان محمد مصطفي (ص) و پدر بزرگوارشان حضرت علي (ع) و مادر گراميشان فاطمه (س) ميگوييم كه خداوند عزاداري شما را در رثاء حسين (ع) قبول فرمايند.
اربعين حسيني، تكرار ياد و خاطره حماسه سازان كربلاست

سلام بر حسين و اربعينش، سلام بر اربعين و زائرانش! و سلام بر اندوه هاي دل آنان كه به سوغات بر مزار كشتگان، عشق بردند و به مويه نشستند. به شوق زيارت صحن و سراي جان فزايت، اربعين شهادتت را به سوگ مي نشينيم، يا حسين!

اربعين در فرهنگ عاشورا

در فرهنگ عاشورا، اربعين به چهلمين شب شهادت حسين بن علي(ع) گفته ميشود که مصادف با روز بيستم ماه صفر است. از سنتهاي مردمي گرامي داشت چهلم مردگان است، که به ياد عزيز فوت شده خويش، خيرات و صدقات ميدهند و مجلس ياد بود  بر پا ميکنند، در روز بيستم صفر نيز، شيعيان، مراسم سوگواري عظيمی را در کشورها و شــــهرهاي مختلف به ياد عاشوراي حسيني بر پا ميکنند. عاشقان و پيروان آن امام، در سحال اســـــرار اربعين به ذکر پرداخته و  باران اشکبار  چشم خويش را با مظلوميت حسين و يارانش پيوند مي زنند. اين راه، راه تداوم عشق است و بي گمان هيچگاه بي رهرو نخواهد بود.
 
نخستين اربعين

در نخستين اربعين شهادت امام حسين (ع)، جابر بن عبدالله انصاري و عطيه عوفي موفق به زيارت تربت و قبر سيد الشهدا شدند. بنا به برخي نقلها، در همان اربعين، کاروان اسراي اهل بيت (ع) دربازگشت از شام و سر راه مدينه، از کربلا گذشتند و با جابر ديدار کردند. البته برخي از مورخان نيز آن را نفي کرده و نپذيرفته اند، از جمله مرحوم محدث قمي در «منتهي الامال» دلايلي ذکر ميکند که ديدار اهل بيت از کربلا در اربعين اول نبوده است. به هر حال، تکريم اين روز و احياي خاطره غمبار عاشورا، رمز تداوم شعور عاشورايي در زمانهاي بعد بوده است.
 
اربعين و عرفان

 اربعين از رازهاي هستي، خصوصيت عدد چهل و اسرار نهفته در آن براى ما روشن نيست. البته چه بسا، با توجه به ويژگى ‏هاى انسان، «چهل بار» تكرار يك رفتار پسنديده موجب ملكه  معنوى و تعميق آن رفتار و قابليت نزول فيض خاص خداوند مى ‏شود. در فرهنگ اسلامى هم عدد چهل (اربعين) جايگاه ويژه اى دارد. چله نشينى براى رفع حاجات، حفظ كردن چهل حديث، اخلاص چهل صباح، كمال عقل در چهل سالگى، دعا براى چهل مؤمن، از اين نمونه هاست.
آمده است که چون حضرت موسي (ع) را قابل استماع کلام بي واسطه خداوند ميکردند چهل روز به خلوت فرستادند و خداوند فرمود: «… و اذا واعدنا موسي اربعين ليله »

پيامبر حکيم (ص) فرمودند:

« من اخلص لله اربعين يوماً فجر الله ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه»: هر كس چهل روز فقط براى خداوند تعالى اخلاص چشمه های خداوند ورزد حكمت را از قلبش بر زبانش جارى مى‏ سازد.»
صاحب مرصاد العباد، عارف نامي نجم الدين شيرازي نيز گفته است: "و عدد اربعين را خاصيتي است در استکمال چيزها که اعداد ديگر را نيست." چنانکه در حديث صحيح آمده است:
ان خلق احدکم بجمع في بطن امه اربعين يوما ثم يکون علقه مثل ذلک.
و خواجه عليه السلام ظهور چشمه هاي حکمت از دل بر زبان را اختصاص اخلاص اربعين صباحا فرموده است، و حوالت کمال تخمير طينت آدم عليه السلام به اربعين صباحا کرد و از اين نوع بسيار است."

پس از واقعه کربلا و شهادت مردان پاک الهی و بعد، گرفتار آمدن کاروان اهل بیت علیهم السلام در بند یزیدیان، نوبت به آن رسید تا همراهان آن حضرت و شاهدان جنایتی که آل امیه در عاشورا مرتکب شدند؛ نقش افشاگری و پیام رسانی خود را منزل به منزل و به بهترین وجه ایفا کنند تا آن هدفی که امام حسین علیه السلام در پی آن بود محقق شود
و همین هم شد رنج و محنت؛ داغ و سوز جگری که امام سجاد و زینب کبری سلام الله علیهما در آن روز و حتی قبل و بعد از آن تحمل کردند هرگز مانع نشد تا آنها در عمل به وظیفه افشاگری و شفاف سازی خود لحظه ای اهمال کنند.

آن رشادت ها و این استقامت ها سبب شد که نهضت حسین به سرعت ثمر دهد و یزیدی که با شنیدن خبر شهادت امام علیه السلام و یارانش مستانه مسرور شد به سرعت از این کار خود اظهار ندامت کند و بر عامل مستقیم جنایت یعنی عبیدالله بن زیاد لعن و نفرین نثار کند.

اینکه می بینیم برخورد یزید با اهل بیت علیهم السلام به یک باره دگرگون می شود و رسما از کار عبیدالله بن زیاد برائت می جوید و بعد از چندی کاروان حسینی را با عزت و احترام روانه مدینه می کند؛ همه گویای این حقیقت است که  نهضت سرخ حسینی و افشاگری های امام سجاد و زینب کبری و سایر اعضای کاروان علیهم سلام الله به سرعت ثمر داد و حق بر باطل پیروز شد
برخورد یزید در برابر خواسته هاى امام زین العابدین علیه السّلام

سید به طاووس در الملهوف(لهوف) می نویسد: یزید به على بن الحسین (زین العابدین) علیه السلام گفت: سه خواسته اى را كه وعده برآورده كردنشان را به تو داده بودم، بر شمار.

على بن الحسین علیه السلام به او فرمود: «نخست، آن كه صورت سَرور و مولایم حسین علیه السلام را به من بنمایى تا از آن، توشه بر گیرم و به آن بنگرم و با آن، وداع كنم.

دوم، آن كه آنچه را از ما گرفته شده است، به ما باز گردانى.

سوم، آن كه اگر تصمیم به كُشتن من گرفته اى، كسى را با این زنان، همراه كن تا آنها را به حرم جدّشان [مدینه] باز گردانَد».

یزید گفت: امّا صورت پدرت؛ دیگر هیچ گاه آن را نخواهى دید و امّا كُشتنت؛ من از تو گذشتم و امّا زنان را كسى جز تو به مدینه باز نمى گردانَد و هر چه را هم از شما گرفته اند؛ چندین برابر قیمتش را به شما باز مى گردانم.

على بن الحسین علیه السلام فرمود: «ما دارایىِ تو را نمى خواهیم و دارایى ات ارزانى خودت! من، تنها آنچه را از ما گرفته شده، خواستم؛ زیرا در آن، دوك پشم ریسىِ فاطمه، دختر محمّد صلى الله علیه و آله و نیز مَقنعه و گردن بند و پیراهن اوست.

یزید، فرمان داد آنها را باز گردانند و دویست دینار هم بر آن افزود. زین العابدین علیه السلام آن [دینارها] را گرفت و میان فقیران و بینوایان، قسمت كرد.

آن گاه یزید، فرمان داد اسیران و دستگیرشدگان [خاندان] فاطمه علیهاالسلام را به وطنشان، شهر پیامبر صلى الله علیه و آله، باز گردانند.

آزاد کردن اسیران کربلا

کتاب شرح الأخبار می نویسد: یزید، فرمان داد على بن الحسین (زین العابدین) علیه السلام را آزاد كنند و ایشان را در ماندن پیش خود یا باز گشتن، مُخیَّر كرد. ایشان، بازگشت به مدینه را انتخاب نمود و یزید هم ایشان را رها كرد.

خوارزمی در کتاب مقتل الحسین علیه السلام می نویسد: روایت شده كه یزید، به اسیران اهل بیت، پیشنهاد ماندن در دمشق را داد. آنان نپذیرفتند و گفتند: ما را به مدینه باز گردان كه آن جا، هجرتگاه جدّمان است.

یزید به نُعمان بن بشیر گفت: هر چه اینان لازم دارند، آماده كن و مردى امانتدار و شایسته از شامیان، همراه آنان بفرست و سواران و یاورانى نیز همراه او كن.

سپس یزید به آنان، لباس و هدایایى داد و روزى و حقوقى برایشان معیّن كرد و آن گاه، على بن الحسین (زین العابدین) علیه السلام را خواست و به ایشان گفت: خداوند، ابن مرجانه را لعنت كند! هان! به خدا سوگند، اگر من طرفِ دعواى حسین بودم، چیزى از من نمى خواست، جز آن كه به او مى دادم و با هر چه در توانم بود، حتّى با هلاكت برخى فرزندانم، مرگ را از او مى راندم؛ امّا خداوند، آنچه را دیدى، تقدیر كرده بود. پس هر درخواستى داشتى، براى من بنویس.

سپس سفارش آنها را به فرستاده اش كرد. او نیز با آنان، حركت كرد و آن اندازه جلوتر بود كه او را گم نمى كردند و چون كاروان اسیران، فرود مى آمدند، از آنها فاصله مى گرفت و خود و یارانش، مانند نگهبانان، پخش مى شدند و هر گاه یكى از آنان مى خواست وضو بگیرد، وى را فرود مى آورد و حاجت هایشان را برایشان، فراهم مى آورد و با آنان، مهربانى مى كرد تا به مدینه وارد شدند.

هنگامى كه خاندان امام حسین علیه السلام از كربلا گذشتند، جابر بن عبد اللّه انصارى كه رحمت خدا بر او باد و گروهى از بنى هاشم را كه براى زیارت مرقد حسین علیه السلام آمده بودند، دیدند و هم زمان به آن جا رسیدند و همدیگر را با غم و اندوه و ماتم سرایى بر این مصیبت دردناك و سوزاننده جگرِ دوستان، دیدار كردند

کتاب الطبقات الكبرى می نویسد: یزید، اثاثیه حسین علیه السلام و زنان و خانواده و فرزندان باقى مانده را همراه آنان، روانه كرد و همه چیز را برایشان فراهم كرد و هیچ نیازى را در مدینه برایشان نگذاشت، جز آن كه فرمان داد برایشان فراهم كنند. او به على بن الحسین (زین العابدین) علیه السلام گفت: اگر دوست دارى كه نزد ما بمانى، بمان كه پیوندمان را با تو نگاه مى داریم و حقّت را پاس مى داریم ، و اگر دوست دارى كه تو را به وطنت باز گردانم، باز به تو صله [و عطا] مى دهم.

على بن الحسین علیه السلام فرمود: «مرا به وطنم باز گردان».

یزید، او را به مدینه باز گرداند و به او هدایایى داد و به فرستادگانى كه همراه آنان روانه كرده بود ، فرمان داد هر كجا و هر زمان كه آنان خواستند، فرود آیند ، و آنان را با مُحرِز بن حُرَیث كَلبى و مردى از بَهرا ـ كه هر دو از فضیلتمندان شام بودند ـ، فرستاد.

 
عبور خاندان پیامبر صلّی الله علیه و آله از كربلا

سید بن طاووس در ملهوف (لهوف) می نویسد: هنگامى كه زنان و خاندان امام حسین علیه السلام از شام باز گشتند و به عراق رسیدند. به راهنمایشان گفتند: «ما را از راه كربلا ببر». آنان به قتلگاه [شهدا] رسیدند و جابر بن عبد اللّه انصارى كه خدا رحمتش كند و گروهى از بنى هاشم و مردانى از خاندان پیامبر صلى الله علیه و آله را دیدند كه براى زیارت قبر حسین علیه السلام آمده بودند.

پس در یك زمان، در آن جا گرد آمدند و با گریه و اندوه و بر سر و صورت زنان، به هم رسیدند و مجلس هاى عزایى بر پا داشتند كه جگر را آتش مى زد. زنان حاضر در آن جا هم گِرد آمدند و چندین روز، همین گونه ماندند.

در کتاب مثیر الأحزان آمده است: هنگامى كه خاندان امام حسین علیه السلام از كربلا گذشتند، جابر بن عبد اللّه انصارى كه رحمت خدا بر او باد و گروهى از بنى هاشم را كه براى زیارت مرقد حسین علیه السلام آمده بودند، دیدند و هم زمان به آن جا رسیدند و همدیگر را با غم و اندوه و ماتم سرایى بر این مصیبت دردناك و سوزاننده جگرِ دوستان، دیدار كردند.

صاحب کتاب الآثار الباقیة می نویسد: در روز بیستم [صفر]، سرِ حسین علیه السلام به جایگاهش باز گردانده شد تا با پیكرش به خاك سپرده شود و «زیارت اربعین» هم در این روز است. اهل حرم حسین علیه السلام هم در بازگشت از شام [با آن سر] بودند.

خیمه ات سوخت.
دلم سوخت،
همه عالم سوخت.


اربعين حسيني بر سوگواران آل الله تسليت باد

برای خواندن شعر به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در90/10/23ساعت 0:58توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

                             فلسفه دعا کردن برای سلامتی امام زمان (عج)


دعا برای سلامتی امام زمان (عج) چندین اثر دارد:

الف) نشانگر علاقه و محبت مسلمانان به ایشان است و ازدیاد محبت امام در دل، موجب تقویت ایمان میگردد.

ب) اظهار تجدید عهد و پیمان با حضرت است.

ج) سبب زنده نگه داشتن یاد امام غایب در دل منتظران می گردد.

د) کسی که سلامتی امام زمانش برایش مهم است، مسلما آزردن آن حضرت برایش سخت است. در نتیجه دعا برای سلامتی حضرت، انسان را بر انجام کارهایی وا می دارد که موجب خوشنودی آن حضرت می گردد.

ه) دعا موجب نزدیک شدن فرج آن حضرت و نیز فرج و گشایش در زندگی مومنان می شود.

منبع: سایت طلوع مهر

+ نوشته شده در90/10/22ساعت 21:5توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

                             ياران مهدى(عج) بيشتر كجایند؟

ياران مهدى(عج) بيشتر كجایند؟

پاسخ :  
جالب اينكه در روايات بسيارى آمده كه مستجات ياران امام مهدى (عج ) از مشرق زمين بپا مى خيزند،
رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمود:
(( (هنگام ظهور) پرچمهاى سياه از طرف مشرق نمودار شود، پس با وى (امام قائم ((عج )) ) بيعت كنيد كه او خليفه خدا مهدى (عج ) است .
و نيز فرمود: جمعى از مردم از طرف مشرق خروج كنند و مقدمات حكومت مهدى (عج ) را فراهم سازند.)) (1)
اميرمؤ منان عليه السلام فرمود:
((آفرين بر طالقان كه خداوند در آن گنجهائى نهاده كه از طلا و نقره نيست بلكه مردان مؤ منى هستند كه بطور شايسته خدا را شناخته اند و در آخرالزمان ، ياوران حضرت مهدى (عج ) خواهند بود.)) (2)
رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمود:
((هنگامى كه پرچمهاى سياه را از جانب خراسان ديديد، به طرف آن برويد هر چند با دست و سينه روى برف باشد، چرا كه خليفه خدا مهدى (عج ) در ميان آنها است .)) (3)
و در روايت ديگر فرمود:
((بزودى اهل بيت من دچار گرفتاريها و آوارگيها خواهند شد، تا اينكه جمعى با پرچمهاى سياه از طرف مشرق بيايند… تا اينكه امر به يكى از افراد اهل بيت من (امام قائم ((عج )) ) سپرده شود، كه او سراسر زمين را بعد از آنكه پر از ظلم و جور شده باشد پر از عدل و داد كند، (( فمن ادرك منكم فلياتها و لو حبوا على الثلج ؛ )) هر كدام كه از شما آنها را درك كرديد به آنها بپيونديد گر چه با راه رفتن با دست و سينه روى برف باشد خود را به آنها برسانيد.)) (4)
به اين ترتيب مى بينيم ، مشرق زمين مورد توجه قرار گرفته است و چنانكه هم اكنون از نشانه هايش پيداست ، تنها مشرق زمين است كه اين كار را خواهد كرد، بنابراين مشرق زمين بايد بپاخيزد!
و با توجه به اينكه اكثريت قريب به اتفاق امت مسلمان از مستضعفان در مشرق زمين هستند و با توجه به امكانات عظيم جغرافيائى و اقتصادى و نيروى انسانى كه دارند، مى توانند بپاخيزند و دستهاى ابرقدرتها را قطع كنند و زمينه سازى خوبى براى ظهور مهدى (عج ) ايجاد بنمايند.

پی نوشت ها:


1- دو حديث فوق را ابن ماجه در سنن خود نقل كرده است (اثباة الهداة ، ج 7، ص 197).
2- اثباة الهداة ، ج 7، ص 197، المجالس السنيه ، ج 5، ص 697.
3- اثباة الهداة ، ج 7، ص 189، كششف الغمه ،ج 3، ص 375، المجالس السنيه ، ج 5،696.
4- كشف الغمه ، ج 3، ص 375 و 381.

سایت رهبران شیعه

+ نوشته شده در90/10/22ساعت 8:2توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ monji-dar-adyan محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط 
سید جعفر فاطمی نوش آبادی